|
فراموش نکن، ارغوانی آخرین رنگ پوسیدن جسده...
|
||||
|
|
||||
موضوع بر می گرده به قدیم ندیما... اون موقع که که ماها هنوز دنیا نیومده بودیم... یه زن و مرد جوونه پینه دوز موقع کارشون بوس رو کشف کردن! مرد دستاش به کارش بود... یه تیکه نخو با دندونش کند و نخه چشبید به لبش... به زنش گفت: بیا این نخو از رو لبم بردارو بندازش دور... زن هم دستاش به سوزنو وصله بود... اومد نخو از رو لبای مرده برداره دید دستش بنده... با خودش گفت: چی کار کنم؟! ناچار شد با لبش برداره... چه شیرین بود... ادامه دادن...
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/29ساعت 0:56 توسط ارغـــوان |
این دفعه می خوام برم سراغ گروه قدیمی و خوشنام Iron Maiden ... Iron Maiden، گروه Heavy Metal که در سال ۱۹۷۵ در شرق لندن شکل گرفت. اعضای گروه ----------------- Stive harries:باس(۱۹۷۵-تاکنون) Dave murray:گیتار(۱۹۷۶-تاکنون) Adrin smith:گیتار(۱۹۸۰-۱۹۹۰ ، ۱۹۹۹-تاکنون) Bruce dickinson:آواز(۱۹۸۲-۱۹۹۳ ، ۱۹۹۹-تاکنون) Nicko mcbrain:درام(۱۹۸۳-تاکنون) Janick gers:گیتار(۱۹۹۰-تاکنون) آلبوم ها -------------- Sound house tapes-1979 Iron maiden-1980 Killers-1981 Maden japan-1981 The number of the beast-1982 Piece of mind-1983 Powerslave-1984 Live after death-1985 Somewhere in time-1986 Sevanth son of a seventh son-1988 No prayer for the dying-1990 Fear of the dark-1992 Live at donington-1993 A real live one-1993 A real death one-1993 The X factor-1995 Best of the beast-1996 Virtual XI-1998 Brave new world-2000 Rock in Rio-2002 Edward the great-2002 Dance of death-2003 A matter of life and death-2006 خوب حالا می خوام یه شعر خیلی قشنگو از Iron Maiden بذارم امیدوارم خوشتون بیاد... Out Of The Shadows Hold a halo round the world یک حلقه ی طلایی دور جهان را گرفته است golden is the day روز طلایی(بزرگی) است princes of the universe شاهزادگان عالم your burden is the way کودک شما در راه است so thre is no better time پس هیچ روزی(زمانی) بهتر از این نمی شود who will be born today او امروز به دنیا خواهد آمد a gypsy child at day break یک بچه ی کولی در طلوع روز a king for a day پادشاهی برای یک روز Out of the shadows and into the sun بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید dreams of the past as the old way are done دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده oh there is beauty and surely there is pain اوه، حتما" درد و رنج زیباست but we must endure it, to live again ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم Dusty dream in fading daylight آرزوهای قدیمی و خاک گرفته در روشنایی روز محو می شوند flicker on the walls روی دیوارها سوسو می زنند nothing new, your life's a drift هیچ چیز جدیدی نیست، زندگی شما بی هدف است ?what purpose to it all معنی اینها چیست؟ eyes are closed and death is calling چشم ها بسته شده و مرده ها احضار می شوند reaching out his hand در حد توان نیست call upo the starlight to surround you صدا کردن ستاره های چشمک زنی که بالای سرمان را محاصره کرده اند Out of the shadows and into the sun بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید dreams of the past as the old way are done دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده oh there is beauty and surely there is pain اوه، حتما" درد و رنج زیباست but we must endure it, to live again ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم Out of the shadows and into the sun بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید dreams of the past as the old way are done دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده oh there is beauty and surely there is pain اوه، حتما" درد و رنج زیباست but we must endure it, to live again ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم Out of the shadows and into the sun بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید dreams of the past as the old way are done دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده oh there is beauty and surely there is pain اوه، حتما" درد و رنج زیباست but we must endure it, to live again ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم Out of the shadows and into the sun بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید dreams of the past as the old way are done دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده oh there is beauty and surely there is pain اوه، حتما" درد و رنج زیباست but we must endure it, to live again ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم A man who cast no shadows has no soul یک مرد که نه سایه دارد نه روح...
+ نوشته شده در جمعه 1386/05/26ساعت 6:3 توسط ارغـــوان |
Guns N' Roses اعضای گروه ---------------- اکسل رز: آواز (۱۹۸۵-تاکنون) اسلش(ساول هادسون): گیتار (۱۹۸۶-تاکنون) دیزی رید: کیبورد (۱۹۹۰-تاکنون) کریس پیتمن: کیبورد (۱۹۹۸-تاکنون) تامی استینسن: گیتار بیس (۱۹۹۸-تاکنون) رابین فینک: گیتار (۱۹۹۸-تاکنون) برایان منیتا: درام (۲۰۰۰-تاکنون) ریچارد فرتس: گیتار ریتم (۲۰۰۲-تاکنون) ران ثال: گیتار (۲۰۰۶-تاکنون) آلبوم ها ------------ Like a suicide-1986 Appetite for destruction-1987 G N' R lies-1988 Use your illusion I -1991 Use your illusion II -1991 The spaghetti incident? -1993 Use your illusion III -1998 Live era:'87-'93 -1999 Greatest hits-2004 Chinese democracy-2007 ----------------------------------------------- این شعرم به افتخار بچه های گل Evanescenceir می ذارم... خیلی قشنگه حتما" بخونین... November Rain when i look into your eyes وقتی که به چشمهات نگاه می کنم i can see a love restrained می تونم عشقی رو که در اون وجود داره ببینم but darlin' when i hold you اما عزیزم وقتی در آغوشت می گیرم don't you know i feel the same تو نمی دونی که من هم همون احساسو دارم Cuz nothing lasts forever' چون هیچ چیزی همیشه دوام نداره and we both know hearts can change و ما هر دوتا می دونیم که احساس قلبی می تونه تغییر کنه and it's hard to hold a candle و این سخته که یک شمعو روشن نگه داریم in the cold november rain در بارون سرد نوامبر we've been through this such a long, long time ما در این مدت، این مدت طولانی just tryin' to kill the pain خیلی سعی کردیم کردیم که درد و رنج رو نابود کنیم But lovers always come and lovers always go اما عاشق ها همیشه میان و می رن an no one's really sure who's lettin' go today و هیچکدوم واقعا مطمئن نیستن که امروز باید برن walking away برن بیرون(عشقو ترک کنند) When it takes the time چه وقتی می گیره to lay it on the line یه طرح محدود ریختن i could rest my head می تونم به سرم(فکرم) استراحت بدم just knowin' that you were mine فقط می دونم که تو مال من بودی all mine همه چیز من بودی so if you want to love me پس اگه می خوای دوسم داشته باشی then darlin' don't refrain عزیزم مانعم نشو or i'll just end up walkin من باید تا آخر راه برم in the cold november rain در بارون سرد نوامبر Do you need sometime...on your own آیا نیاز داری گاهی اوقات...با خودت تنها باشی do you need sometime...all alone آیا نیاز داری گاهی اوقات...کاملا" تنها باشی everybodyneeds sometime...on their own همه نیاز دارن گاهی اوقات...تنها باشن don't you know you need sometime...all alone ولی تو نمی دونی که نیاز داری گاهی اوقات...کاملا" تنها باشی (همه نیاز دارن که گاهی اوقات تنها باشن ولی این دلیل نمی شه که بخوان همیشه تنها باشن) I know it's hard to keep an open heart می دونم سخته که در قلبتو باز نگه داری when even friends seem out to harm you وقتی که بنظر میاد هر کدوم از دوستات بهت آسیب می رسونن but if you could heal a broken heart اما اگه یه قلب شکسته رو التیام ببخشی wouldn't time be out to charm you اون وقت دیگه چیزی تو رو طلسم نمی کنه Sometimes i need some time...on my own گاهی اوقات من نیاز دارم که...با خودم تنها باشم sometimes i need some time...all alone گاهی اوقات من نیاز دارم که...کاملا" تنها باشم everybody needs some time...on their own هر کسی گاهی اوقات نیاز داره که با خودش تنها باشه don't you know you need some time...all alone ولی تو نمی دونی که نیاز داری گاهی اوقات...کاملا تنها باشی (نمی دونی که دوس داری همیشه این احساسو داشته باشی) And when your fears subside وقتی که ترسهایت فروکش کرد and shadows still remain و سایه ها بی حرکت موندن I know that you can love me می دونم که تو می تونی دوسم داشته باشی! When there's no one left to blame وقتی که هیچ کس از سرزنش کردن دست نکشید so nevermind the darkness پس به تاریکی اهمیت نده we still can find a way ما هنوز هم می تونیم یه راهی پیدا کنیم cuz nothing lasts forever' چون هیچ چیزی همیشه دوام نداره even cold november rain حتی بارون سرد نوامبر Don't ya think that you need somebody تو فکر نمی کنی که به کسی نیاز داری don't ya think that you need someone تو نمی دونی که به یکی نیاز داری everybody needs somebody همه به یه نفر احتیاج دارن you're not the only one تو تنها نیستی you're not the only one تو تنها نیستی... 
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/21ساعت 19:35 توسط ارغـــوان |
انسان مبعوث شد... انسان به حرکت در آمد... انسان به رسالتش نائل آمد... او انسان بود... پیام او را آورد... اگر پیامش را شنیدی... قدم بردار... قلم بردار... بنویس... بر من مبارک باد... چرا؟ چون من انسانم... عید مبعث بر آنان که انسانند مبارک باد...
+ نوشته شده در جمعه 1386/05/19ساعت 20:6 توسط ارغـــوان |
سلام بچه ها اینم آهنگ Numb که من خیلی دوسش دارم برای همه ی دوستای Linkin park ایم : سجاد، کامی، کیارش، مازیار، علی و مریم... Numb Tired of being what you want me to be از اینکه اون چیزی که تو می خواهی باشم خسته شده ام feeling so faithless lost under the surface احساس بی ایمانی می کنم، زیر چهره ظاهری ام گم شده ام don't know what you're expecting to be نمی دانم انتظار داری که چی باشم put under the pressure of walking in your shoes راه رفتن در کفشهای تو مرا تحت فشار گذاشته( از اینکه زیر سلطه تو باشم خسته شده ام ) every step that i take is another mistake to you هر قدم دیگری که برای تو بر می دارم یک اشتباه دیگر است I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام نمی توانم تو را حس کنم become so tired so much more aware بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام I've becoming this all i want to do من این چیزی که می بینی شده ام ،تنها چیزی که می خواهم Is be more like me and be less like you این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم can't you see that you're smothering me نمی توانی ببینی که داری خفه ام می کنی؟ Holding too tightly afraid to lose control من را سخت در آغوش گرفته ای و می ترسی که کنترل را از دست بدی cause everything that you thought i would be چون هر چیزی که فکر می کردی من می خواهم باشم has fallened apart, right in front of you در جلوی تو کنار افتاده است every step that i take is another mistake to you هر قدم دیگری که برای تو بر می دارم، یک اشتباه دیگر است and every second i waste is more و هر ثانیه ای که هدر می دهم بیشتر از آن چیزی است که می توانم تحمل کنم I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم become so tired so much more aware بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام I've becoming this all i want to do من این چیزی که می بینی شده ام، تنها چیزی که می خواهم Is be more like me and be less like you این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم and i know, i may end up failing to و من می دانم که باید به ناتوانی خودم پایان دهم but i know, you were just like me with someone disappointed in you اما من می دانم، که تو هم با هر کسی که ناامیدت می کرد مثل من رفتار می کردی I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم become so tired so much more aware بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام I've becoming this all i want to do من این چیزی که می بینی شده ام، تنها چیزی که می خواهم Is be more like me and be less like you این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم 
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/16ساعت 13:23 توسط ارغـــوان |
می دونین، همیشه تا حرف از تنهایی میاد همه میگن عاشق شده...
حرف عشق که میشه همه میگن: به به قضیه بودار شد...! حرف از تاریکی میاد میگن: اوه اوه! طرف شیطان پرسته!!! واسه همتون پیش اومده که احساساتی داشتین که نمی خواستین آشکار بشه ولی حیف که بعضیا کنجکاوتر از اونن که بذارن آدم یه راز بمونه... از روزی که گفتم به تاریکی ایمان دارم (البته بعد از خدا که قادر مطلقه) که البته دیگران به بقیه ی حرفام گوش ندادن، ایمان به خدا رو می گم، گفتن این دختره دیگه از دست رفت و مهر مطرود خورد رو پیشونیم... من که به جرات میگم هیچ وقت دل کسی رو نشکوندم، ولی خیلی ها دلمو شکوندن... من که هیچ گناهی نداشتم جز اینکه از تظاهر به اون چیزی که تو وجودم نیست بیزارم... نمی تونم مثل اونایی باشم که هر روز وقتی از خواب بلند میشن خودشونو کوک میکنن و کارهایی می کنن و حرفهایی می زنن که شاید خودشونم آخر شب از کردشون ناراضی باشن... آره من به تاریکی ایمان دارم، متنفرم از اینکه کسی فکر کنه شیطان پرستم... نه نیستم...من تاریکی رو از بعد دیگه ای می بینم ، تو این تاریکی حقایق زیادی از زندگی رو درک کردم. جایی که همه چی واقعین...دروغ نیستن...جایی که آدم با چیزایی روبرو می شه که نمی تونه کنترلشون کنه...ولی ازشون فرار نمی کنه... حالا می دونین چرا گفتم تاریکی؟ تاریکه چون مردم نمی تونن باهاش روبرو بشن...نمی خوان به این فکر کنن که عمرشون کمتر از اون چیزیه که فکر می کنن...باید به خودشون بیان و نذارن که این نعمت خدا هینطوری هدر بره... اگه هر کسی به زندگی اینطوری فکر می کردو خودشو با خوشی ها و حرفای زود گذر و پوچ خسته نمی کرد...هیچ کس تنها نبود یا مثل من مطرود نبود... انتظار ندارم همه به حرفایی که زدم اهمیت بدن...ولی کسایی که خودشونو شناختن و پیدا کردن، مطمئنم که حرفامو با تمام وجود حس کردن... حتی وقتی به آهنگ های Evanescence گوش میدم، میبینم که چقدر قشنگ و دقیق راجع به این تاریکی مجازی و این درک صحبت میکنه...واسه همینه که اینقدر دوسشون دارم. ولی حرف آخرم اینه، خواهش می کنم بهش فکر کنین و نظر خودتونو راجع بهش بگین: همیشه سقوط و شکستم از وقتی شروع میشه که احساس میکنم دارم پرواز میکنم... در نگاه کسانی که احساس پرواز رو نمی فهمند هر چه بیشتر بیشتر اوج بگیری، کوچکتر میشی... و یه روزی می رسه که اینقدر کوچک میشی که هیچ کس نمی بیندت... ولی تو نابود نشدی، اینقدر اوج گرفتی و بالا رفتی که هر کسی توان دیدنتو نداره...
+ نوشته شده در جمعه 1386/05/12ساعت 6:28 توسط ارغـــوان |
سلام دوستای گلم...
یه مدت واستون عکسهای Evanescence نذاشتم... حالا می خوام جبران کنم...




+ نوشته شده در جمعه 1386/05/12ساعت 5:16 توسط ارغـــوان |
خیالی شبهای بی صدا پر از ترس در حجم فریادهایم گم نمی شود الهه ی خیال و نور چقدر در آرزوی خوابی عمیق و پر از رویایم در باغ گلهای کاغذی ام و ابرهایی لالایی از جنس شیرینی در خیال خود ساعتها دراز می کشم و آسمان ارغوانی رنگم که در اطرافم در پرواز است را تماشا می کنم هنوز در درگاه مانده ام درگاه ساعتی زنگ دار که مثل هیولایی صدایم می زند و خبر از رفتنم می دهد بگذار کمی دیگر بمانم در جایی که باد در گوشم نجوا می کند در جایی که قطرات باران با سقوطشان برایم قصه می گویند اگر می خواهی از این جهان زیبا و خیالی بروی کمی دیگر صبر کن و طاقت بیاور زیرا ممکن است که دیگر نتوانی چیزهایی را که باعث شدند دوباره نفس بکشی را بیاد بیاوری این سرزمینی است که من برای فرار خود ساخته ام( این خط مفهوم کلی بود که خودم اضافه کردم و تو متن اصلی نیست) در باغ گلهای کاغذی ام و ابرهای لالایی از جنس شیرینی در خیال خود ساعتها دراز می کشم و آسمان ارغوانی رنگم که در اطرافم در پرواز است را تماشا می کنم...
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/10ساعت 3:2 توسط ارغـــوان |
Imaginary swallowed up in the sound of my screaming cannot cease for the fear of silent nights oh how i long for the deep sleep dreaming the goddess of imaginary light In my field of paper flowers and candy clouds of lullaby i lie inside myself for hours and watch my purple sky fly over me I linger in the doorway of alarm clock screaming monsters calling my name let me stay where the wind will whisper to me where the raindrops as they're falling tell a story If you need to leave the world you live in lay your head down and stay a while though you may not remember dreaming something waits for you to breathe again In my field of paper flowers and candy clouds of lullaby i lie inside myself for hours and watch my purple sky fly over me
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/10ساعت 3:1 توسط ارغـــوان |
به زیر کشیده شدن حالا بهت می گم برات چه کارهایی کردم پنجاه هزار قطره اشک ریختم با فریاد، با فریب، با خون خودم، صدات کردم اما تو هنوز صدای منو نمی شنوی دیگه به دست یاری رسونت نیازی نیست دیگه خودمو نجات دادم شاید فقط و فقط برای ۱یه لحظه بیدار بشم بدون شکنجه ای که هر روز بهم میدی و درست لحظه ای که احساس می کنم به کف رسیدم دوباره می میرم به زیر کشیده می شم غرق در تو تا ابد سقوط می کنم باید راهی به بیرون پیدا کنم به زیر کشیده می شم اینقدر راست و دروغو با هم قاطی کردی که دیگه واقعیت رو از خیال تشخیص نمی دم اینقدر ذهنم و آشفته کردی که دیگه به خودمم نمی تونم اعتماد کنم دوباره می میرم به زیر کشیده می شم غرق در تو تا ابد سقوط می کنم باید راهی به بیرون پیدا کنم به زیر کشیده می شم برو فریادم بکش صدات دیگه اذیتم نمی کنه دیگه من خیلی دورم دیگه نمی شکنم دیگه باید شروع به نفس کشیدن کنم چون نمی تونم همیشه به فرو رفتن ادامه بدم...
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/07ساعت 1:25 توسط ارغـــوان |
Going under Now i will tell you wat i've done for you fifty thousand tears i've cried screaming deceiving and bleeding for you and you still won't hear me / i'm going under don't want your hand this time i'll save myself maybe i'll wake up for once not tormented daily defeated by you just when i thought i'd reached the bottom i'm dying again I'm going under drowning in you i'm falling forever i've got to break through i'm going under blurring and stirrng the truth and the lies so i don't know what's real and what's not always confusing the thoughts in my head so i can't trust myself anymore i'm dying again I'm going under drowning in you i'm falling forever i've got to break through so go on and scream scream at me i'm so far away i won't be broken again i've got to breathe i can't keep going under i'm dying again I'm going under drowning in you i'm falling forever i've got to break through Going under / going under going under / going under i'm going under
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/07ساعت 1:23 توسط ارغـــوان |
در طول دو هفته گذشته حملات متعددی به سایت بلاگفا و بخصوص دامنه BLOGFA.COM صورت گرفته و با توجه به تکرار تهدیدها و گسترش حملات به سایت ، تیم مدیریت بلاگفا تصمیم گرفته است که در جهت جلوگیری یا کاهش اختلال احتمالی و همچنین دسترسی دائم کاربران سایت به وبلاگها و بخش مدیریت وبلاگ دامنه BLOGFA.IR را بصورت دامنه اصلی سایت مورد استفاده قرار دهد. بنابراین همانطور که قبلاً نیز به آن اشاره شده است سایت
+ نوشته شده در شنبه 1386/05/06ساعت 6:33 توسط ارغـــوان |
سلام بچه ها اینم ویدئو کلیپ Broken ، کار Evanescence و Seether که Amy lee با نامزدش
Shaun morgan خونده خوشگله ها، پیشنهاد می کنم دانلود کنین!
حجم فایل: ۱۴.۰۳MB
لینک دانلود:Broken
+ نوشته شده در شنبه 1386/05/06ساعت 5:1 توسط ارغـــوان |
سلام بچه ها: ابن دفعه دارم این آهنگ و به افتخار دوست خوبمون سجاد می ذارم که وب cancel-lp رو داره... Breaking the habit like opening the wound مثل باز کردن زخم i'm picking me apart again من خودمو تکه تکه می کنم you all assume همه شما خیالی هستید i'm safe here in my room من اینجا تو اتاقم امنم unless i try to start again مگه اینکه دوباره شروع کنم i don't want to be the one من نمی خوام فرد برگزیده باشم the battles always choose جنگ ها همیشه انتخاب شده اند cause inside i realize آخه از درون خودم that i'm the one confused من کسی هستم که گیج شده ام i don't know what's worth fighting for من نمی دونم چی ارزشه جنگیدنو داره or why i have to scream یا چرا من مجبورم جیغ بزنم i don't know why i instigate نمی دونم چرا تحریک می شم and say what i don't mean و چیزی رو می گم که ازش منظوری ندارم i don't know how i got this way نمی دونم این راهو چطوری اومدم i know it's not alright ولی می دونم که راه درستی نیست so i'm breaking the habit پس عادتمو شکستم i'm breaking the habit عادتمو شکستم tonight امشب clutching my cure دارویم را عوض می کنم i tightly lock the door درو محکم قفل کردم i try to catch my breath again تلاش می کنم که دوباره نفس بکشم i hurt much more من خیلی آسیب دیدم than anytime before نسبت به هر زمان دیگری i had no options left again دیگه راهی نداشتم i don't want to be the one من نمی خوام فرد برگزیده باشم the battle always choose جنگ ها همیشه انتخاب شده اند cause inside i realize آخه از درون خودم that i'm the one confused من کسی هستم که گیج شده ام i don't know what's worth fighting for من نمی دونم چی ازشه جنگیدنو داره or why i have to scream یا چرا من مجبورم جیغ بزنم i don't know why i instigate نمی دونم چرا تحریک می شم and say what i don't mean و چیزی رو می گم که ازش منظوری ندارم i don' know how i got this way نمی دونم این راهو چطور اومدم i'll never be alright من هیچ وقت خوب نمی شوم so, i'm breaking the habit پس عادتمو ترک کردم i'm breaking the habit عادتمو ترک کردم tonight امشب i'll paint it one the walls من اون رو روی دیوارها نقاشی می کنم cause i'm the one at fault آخه من کسی هستم که تو اشتباهه i'll never fight again من دیگه نمی جنگم and this is how it ends و این پایانشه there was christ in the metal shell مسیح در پوست فلزی بود there was blood on the pavement خون روی سنگفرش خیابان the camera will make you god دوربین از تو خدا میسازه that's how jack became sainted و این راهیه که جک تقدیس شد if you die when there's no one watching اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نمی کنه and your ratings drop and you're forgotten درجه ات پائین میفته و تو فراموش شده ای if they kill you on their TV اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند you're a martyr and a lamb of god تو یک شهید و بره خدایی nothing's going to change هیچ چیزی عوض نمی شه nothing's going to change the world هیچ چیزی جهان رو تغییر نمی ده there was lennon and a happy gun اونجا لنون(یکی از افراد گروه بیتلز)بود و یک اسلحه خوشحال there were words on the pavement اونجا کلماتی روی سنگفرش خیابان بود we were looking for the lamb of god ما به دنبال بره خدا می گردیم we were looking for mark David ما بدنبال نشان داوودیم if you die when there's no one watchig اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نمی کنه and your ratings drop and you're forgotten درجه ات پائین میفته و تو فراموش شده ای if they kill you on their TV اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند you're a martyr and a lamb of god تو یک شهید و بره خدایی nothing's going to change the world جهان تغیر نخواهد کرد nothing's going to change هیچ چیزی عوض نمی شود i took three days for him to die سه روزبرای مردنش طول کشید the born againcould buy the serial rigts دوباره متولد شده میتوانست قوانین ترتیبی را بخرد lamb of god have mercy on us بره خدا بر ما رحمت دارد lamb of god won't you grant us بره خدا با ما موافقت نخواهد کرد nothing's going to change the world جهان تغییر نخواهد کردم nothing's going to change هیچ چیزی عوض نمیشود nothin's going to change the wold جهان تغییر نخواهد کرد nothing'd going to change هیچ چیزی عوض نمی شود if you die when there's no one watching اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نکنه and your ratings drop and you'r forgotten درجه ات پائین میفته و تو فراموش شدی if they kill you on their TV اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند you're martyr and a lamb if god تو یک شهید و بره بخدا nothing's going to change the world جهان تغییر نخواهد کرد...
+ نوشته شده در جمعه 1386/05/05ساعت 7:17 توسط ارغـــوان |
زندگی شاید ریسمانی است که با آن مردی خود را از شاخه می آویزد زندگی شاید، آن لحظه مسدودیست که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد آه... سهم من این است سهم من این است سهم من... آسمانی است که آویختن پرده ای، آن را از من می گیرد سهم من پائین رفتن از یک پله متروک است و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید دستهایت را دوست دارم...
زندگی
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 17:35 توسط ارغـــوان |
بیا تا برایت بگویم تا چه اندازه تنهایی من بزرگ است تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 17:3 توسط ارغـــوان |
زندگی نبرد بی فرجام لحظه هاست هدف جنگیدن خون دادن و به خون غلتیدن است هدف پیروز شدن نیست حریفی در میان نیست زندگی نبردی بی پایان میان من و من است گرچه هنوز مشخص نیست کین نبرد مدام بر سر چیست...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 16:51 توسط ارغـــوان |
چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 16:40 توسط ارغـــوان |
ساکت و تنها... چون کتابی در مسیر باد می خورد هر دم ورق اما هیچکس او را نمی خواند برگ ها را می دهد بر باد می رود از یاد... هیچ چیز از او نمی داند بادبان کشتی او را در مسیر باد مقصدش هرجا که باداباد! بادبان را ناخدا باد است لیک او را هم خدا هم ناخدا باد است...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 16:20 توسط ارغـــوان |

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:45 توسط ارغـــوان |

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:43 توسط ارغـــوان |
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:39 توسط ارغـــوان |

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:35 توسط ارغـــوان |
سلام به همه دوستان عزیزم...
می دونم که خیلی هاتون می دونید، ولی برای اونهایی می گم که نمی دونند... persianblog.com هک شده. از این به بعد با persianblog.ir می تونید به وبلاگهای مربوطه سر بزنید... فقط خبر کار نمی کردیم که به لطف واحدهای بزرگ و گسترده! اطلاع رسانی این کاره هم شدیم!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:28 توسط ارغـــوان |
و ویدئو کلیپ call me when your sober ...
حجم فایل: ۳.۸۳ MB لینک دانلود:Call me when your sober
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:56 توسط ارغـــوان |
اینم ویدئو کلیپ فوق العاده Lithium ...
حجم فایل: ۷.۰۸ MB لینک دانلود:Lithium
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:51 توسط ارغـــوان |
و ویدئو کلیپ Sweet sacrifice ...
حجم فایل: ۵.۷۷ MB لینک دانلود:Sweet sacrifice
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:41 توسط ارغـــوان |
این یکی هم ویدئو کلیپ My immortal که من عاشقشم، مطمئنم خوشتون میاد...
راستي زيرنويس انگليسي هم داره!
حجم فایل:4.58 MB
لینک دانلود:my immortal
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:28 توسط ارغـــوان |
اینم ویدئو کلیپ everybody's fool که من خیلی دوسش دارم...
حجم فایل: 6.30MB لینک دانلود:Everybody's fool
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 22:59 توسط ارغـــوان |
نسبتا خوب دوباره زیر طلسم تو نمی توانم نه بگویم قلبم را بخواه، قلب من در دست تو خونریزی می کند! نمی توانم به تو نه بگویم نباید اجازه دهم تو به شیرینی عذابم دهی حالا نمی توانم اجازه دهم که از رویایم بروی نمی توانم نفس بکشم، اما احساست می کنم نسبتا خوب نسبت به تو احساس خوبی دارم این فساد شیرین و لذتبخش را بنوش نمی توانم به تو نه بگویم و من کاملا خودم را گم کرده ام و فکرم کار نمی کند نمی توانم به تو نه بگویم نباید اجازه دهم تو به شیرینی عذابم دهی حالا نمی توانم اجازه دهم که از رویایم بروی نمی توانم چیزی را که حسم به من می گوید باور کنم نسبتا خوب احساس خوبی دارم خیلی طول کشید تا این حس را داشته باشم، اما حالا دیگر احساس خوبی دارم من هنوز هم منتظرم تا باران ببارد زندگی حقیقی همچون باران بر من می بارد زیرا من نمی توانم هیچ چیزی را نسبتا خوب نگه دارم کافیست! آیا من هم به اندازه کافی برای اینکه تو نیز مرا دوست بداری خوب هستم؟ پس مراقب چیزی که از من می خواهی باش چرا که، نمی توانم نه بگویم...
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 22:41 توسط ارغـــوان |
Good enough under your spell again i can't say no to you crave my heart and its bleeding in your hand i can't say no to you shouldn't let you torture me so sweetly now i can't let go of this dream i can't breathe but i feel good enouh i feel good enough for you drink up sweet decadence i can't say no to you and i've completely lost myself and i don't mind i can't say no to you shouldn't let you conquer me completely now i can't let go of this dream can't believe that i feel good enough i feel good enough it's been such a long time coming, but i feel good and i'm still waiting for the rain to fall pour real life down on me cause i can't hold on to anything this good !enough ?am i good enough for you to love me too so take care what you ask of me cause i can't say no
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 21:15 توسط ارغـــوان |

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 20:0 توسط ارغـــوان |

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 19:54 توسط ارغـــوان |
این که مدام به سینه ات می کوبد قلب نیست... ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود، ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است. قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس، اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟! آدم ها ماهی ها را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه، اما ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا غوطه خورد قلب است... یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم! سریع از کنار مرداب دور شدم... حالا وقتی که می بینم خودم مرداب شدم، دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمی رم، و حالا می فهمم... گل نیلوفر تنها نیست، اون خودشو وقف مرداب کرده... برای سالها می نویسم... سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند... افسوس که قصه مادربزرگ درست بود... یکی بود، یکی نبود... زندگی چون گل سرخیست، پر از خارو پر از عطرو پر از برگ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم، خارو عطرو گل و برگ همه همسایه دیوار به دیوار همند... اگه مثل اشک توی چشام باشی، واسه همیشه داشتنت هیچ وقت گریه نمی کنم! شکست عهد منو گفت هرچه بود گذشت، به گریه گفتمش آری و چه زود گذشت. بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت... سکوت فریاد هزاران درد است در وسعت بی انتهای ناگفته ها... و تو بی انتها ترین فریادی که در سکوت من نشسته ای... زندگی رو بد ساخته اند: کسی رو که دوس داری، تو رو دوس نداره... کسی رو که دوست داره، تو دوسش نداری... و دو نفر که همدیگرو دوس دارن، دست سرنوشت نمی ذاره به هم برسن... زندگی درد سختیه که ما دچارش شدیم... آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می کنی، بخاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن دل ستارگان است...
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/01ساعت 17:38 توسط ارغـــوان |
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/01ساعت 16:42 توسط ارغـــوان |

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/01ساعت 16:32 توسط ارغـــوان |
کسی که محبت دارد، صبور است و مهربان... حسود نیست و به کسی رشک نمی برد، مغرور نیست و هیچگاه خودستایی نمی کند، به دیگران بدی نمی کند، خودخواه نیست و باعث رنجش کسی نمی شود. کسی که محبت دارد پر توقع نیست و از دیگران انتظار بیجا ندارد، عصبی و زود رنج نیست و کینه به دل نمی گیرد، هرگز از بی انصافی و بی عدالتی خوشحال نمی شود، بلکه از پیروز شدن راستی شاد می گردد. اگر کسی را دوست بدارید، به هر قیمتی که باشد، به او وفادار می مانید، همیشه سخنان او را باور می کنید، سعادت او را می خواهید و از او دفاع می کنید...
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/01ساعت 4:20 توسط ارغـــوان |