تبليغاتX
> My Immortal

My Immortal

فراموش نکن، ارغوانی آخرین رنگ پوسیدن جسده...

HOMEPAGE

E-MAIL

اولین بوس!

موضوع بر می گرده به قدیم ندیما...

اون موقع که که ماها هنوز دنیا نیومده بودیم...

یه زن و مرد جوونه پینه دوز موقع کارشون بوس رو کشف کردن!

مرد دستاش به کارش بود...

یه تیکه نخو با دندونش کند و نخه چشبید به لبش...

به زنش گفت: بیا این نخو از رو لبم بردارو بندازش دور...

زن هم دستاش به سوزنو وصله بود...

اومد نخو از رو لبای مرده برداره دید دستش بنده...

با خودش گفت: چی کار کنم؟!

ناچار شد با لبش برداره...

چه شیرین بود...

ادامه دادن...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/29ساعت 0:56 توسط ارغـــوان |


Iron Maiden

این دفعه می خوام برم سراغ گروه قدیمی و خوشنام Iron Maiden ...

Iron Maiden، گروه Heavy Metal که در سال ۱۹۷۵ در شرق لندن شکل گرفت.

اعضای گروه

-----------------

Stive harries:باس(۱۹۷۵-تاکنون)

Dave murray:گیتار(۱۹۷۶-تاکنون)

Adrin smith:گیتار(۱۹۸۰-۱۹۹۰ ، ۱۹۹۹-تاکنون)

Bruce dickinson:آواز(۱۹۸۲-۱۹۹۳ ، ۱۹۹۹-تاکنون)

Nicko mcbrain:درام(۱۹۸۳-تاکنون)

Janick gers:گیتار(۱۹۹۰-تاکنون)

 

آلبوم ها

--------------

Sound house tapes-1979

Iron maiden-1980

Killers-1981

Maden japan-1981

The number of the beast-1982

Piece of mind-1983

Powerslave-1984

Live after death-1985

Somewhere in time-1986

Sevanth son of a seventh son-1988

No prayer for the dying-1990

Fear of the dark-1992

Live at donington-1993

A real live one-1993

A real death one-1993

The X factor-1995

Best of the beast-1996

Virtual XI-1998

Brave new world-2000

Rock in Rio-2002

Edward the great-2002

Dance of death-2003

A matter of life and death-2006

 

خوب حالا می خوام یه شعر خیلی قشنگو از Iron Maiden بذارم امیدوارم خوشتون بیاد...

 

Out Of The Shadows 

 

Hold a halo round the world

یک حلقه ی طلایی دور جهان را گرفته است

golden is the day

روز طلایی(بزرگی) است

princes of the universe

شاهزادگان عالم

your burden is the way

کودک شما در راه است

so thre is no better time

پس هیچ روزی(زمانی) بهتر از این نمی شود

who will be born today

او امروز به دنیا خواهد آمد

a gypsy child at day break

یک بچه ی کولی در طلوع روز

a king for a day

پادشاهی برای یک روز

 

Out of the shadows and into the sun

بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید

dreams of the past as the old way are done

دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده

oh there is beauty and surely there is pain

اوه، حتما" درد و رنج زیباست

but we must endure it, to live again

ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم

 

Dusty dream in fading daylight

آرزوهای قدیمی و خاک گرفته در روشنایی روز محو می شوند

flicker on the walls

روی دیوارها سوسو می زنند

nothing new, your life's a drift

هیچ چیز جدیدی نیست، زندگی شما بی هدف است

?what purpose to it all

معنی اینها چیست؟

eyes are closed and death is calling

چشم ها بسته شده و مرده ها احضار می شوند

reaching out his hand

در حد توان نیست

call upo the starlight to surround you

 

صدا کردن ستاره های چشمک زنی که بالای سرمان را محاصره کرده اند

 

Out of the shadows and into the sun

بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید

dreams of the past as the old way are done

 

دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده

oh there is beauty and surely there is pain

اوه، حتما" درد و رنج زیباست

but we must endure it, to live again

ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم

 

Out of the shadows and into the sun

بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید

dreams of the past as the old way are done

دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده

oh there is beauty and surely there is pain

اوه، حتما" درد و رنج زیباست

but we must endure it, to live again

ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم

 

Out of the shadows and into the sun

بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید

dreams of the past as the old way are done

دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده

oh there is beauty and surely there is pain

اوه، حتما" درد و رنج زیباست

but we must endure it, to live again

ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم

 

Out of the shadows and into the sun

بیرون از سایه ها و زیر نور خورشید

dreams of the past as the old way are done

دیگه آرزوها گذشته و راههای قدیمی طی شده

oh there is beauty and surely there is pain

اوه، حتما" درد و رنج زیباست

but we must endure it, to live again

ولی ما باید برای زندگی دوباره آن را تحمل کنیم

 

A man who cast no shadows has no soul

یک مرد که نه سایه دارد نه روح...

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/26ساعت 6:3 توسط ارغـــوان |


Guns N' Roses

Guns  N' Roses

 

اعضای گروه

----------------

اکسل رز: آواز  (۱۹۸۵-تاکنون)

اسلش(ساول هادسون): گیتار (۱۹۸۶-تاکنون)

دیزی رید: کیبورد (۱۹۹۰-تاکنون) 

کریس پیتمن: کیبورد (۱۹۹۸-تاکنون)

تامی استینسن: گیتار بیس (۱۹۹۸-تاکنون)

رابین فینک: گیتار (۱۹۹۸-تاکنون)

برایان منیتا: درام (۲۰۰۰-تاکنون)                                                                

ریچارد فرتس: گیتار ریتم (۲۰۰۲-تاکنون)

ران ثال: گیتار (۲۰۰۶-تاکنون)

 

آلبوم ها

------------

Like a suicide-1986

Appetite for destruction-1987

G N' R lies-1988

Use your illusion I -1991

Use your illusion II -1991

The spaghetti incident? -1993

Use your illusion III -1998

Live era:'87-'93 -1999

Greatest hits-2004

Chinese democracy-2007

-----------------------------------------------

این شعرم به افتخار بچه های گل Evanescenceir می ذارم...

خیلی قشنگه حتما" بخونین...

 

November Rain

 

when i look into your eyes

وقتی که به چشمهات نگاه می کنم

i can see a love restrained

می تونم عشقی رو که در اون وجود داره ببینم

but darlin' when i hold you

اما عزیزم وقتی در آغوشت می گیرم

don't you know i feel the same

تو نمی دونی که من هم همون احساسو دارم

 

Cuz nothing lasts forever'

چون هیچ چیزی همیشه دوام نداره

and we both know hearts can change

و ما هر دوتا می دونیم که احساس قلبی می تونه تغییر کنه

and it's hard to hold a candle

و این سخته که یک شمعو روشن نگه داریم

in the cold november rain

در بارون سرد نوامبر

 

we've been through this such a long, long time

ما در این مدت، این مدت طولانی

just tryin' to kill the pain

خیلی سعی کردیم کردیم که درد و رنج رو نابود کنیم

 

   But lovers always come and lovers always go

اما عاشق ها همیشه میان و می رن

an no one's really sure who's lettin' go today

و هیچکدوم واقعا مطمئن نیستن که امروز باید برن

walking away

برن بیرون(عشقو ترک کنند)

 

When it takes the time

چه وقتی می گیره

to lay it on the line

یه طرح محدود ریختن

i could rest my head

می تونم به سرم(فکرم) استراحت بدم

just knowin' that you were mine

فقط می دونم که تو مال من بودی

all mine

همه چیز من بودی

so if you want to love me

پس اگه می خوای دوسم داشته باشی

then darlin' don't refrain

عزیزم مانعم نشو

or i'll just end up walkin

من باید تا آخر راه برم

in the cold november rain

در بارون سرد نوامبر

Do you need sometime...on your own

آیا نیاز داری گاهی اوقات...با خودت تنها باشی

do you need sometime...all alone

آیا نیاز داری گاهی اوقات...کاملا" تنها باشی

everybodyneeds sometime...on their own

همه نیاز دارن گاهی اوقات...تنها باشن

don't you know you need sometime...all alone

ولی تو نمی دونی که نیاز داری گاهی اوقات...کاملا" تنها باشی

(همه نیاز دارن که گاهی اوقات تنها باشن ولی این دلیل نمی شه که 

بخوان همیشه تنها باشن)

 

I know it's hard to keep an open heart

می دونم سخته که در قلبتو باز نگه داری

when even friends seem out to harm you

وقتی که بنظر میاد هر کدوم از دوستات بهت آسیب می رسونن

but if you could heal a broken heart

اما اگه یه قلب شکسته رو التیام ببخشی

wouldn't time be out to charm you

اون وقت دیگه چیزی تو رو طلسم نمی کنه

 

Sometimes i need some time...on my own

گاهی اوقات من نیاز دارم که...با خودم تنها باشم

sometimes i need some time...all alone

گاهی اوقات من نیاز دارم که...کاملا" تنها باشم

everybody needs some time...on their own

هر کسی گاهی اوقات نیاز داره که با خودش تنها باشه

don't you know you need some time...all alone

ولی تو نمی دونی که نیاز داری گاهی اوقات...کاملا تنها باشی

(نمی دونی که دوس داری همیشه این احساسو داشته باشی)

 

And when your fears subside

وقتی که ترسهایت فروکش کرد

and shadows still remain

و سایه ها بی حرکت موندن

 

I know that you can love me

می دونم که تو می تونی دوسم داشته باشی!

When there's no one left to blame

وقتی که هیچ کس از سرزنش کردن دست نکشید

so nevermind the darkness

پس به تاریکی اهمیت نده

we still can find a way

ما هنوز هم می تونیم یه راهی پیدا کنیم

cuz nothing lasts forever'

چون هیچ چیزی همیشه دوام نداره

even cold november rain

حتی بارون سرد نوامبر

 

Don't ya think that you need somebody

تو فکر نمی کنی که به کسی نیاز داری

don't ya think that you need someone

تو نمی دونی که به یکی نیاز داری

everybody needs somebody

همه به یه نفر احتیاج دارن

you're not the only one

تو تنها نیستی

you're not the only one

تو تنها نیستی...

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/21ساعت 19:35 توسط ارغـــوان |


mab'as

 

انسان مبعوث شد...

انسان به حرکت در آمد...

انسان به رسالتش نائل آمد...

او انسان بود...

پیام او را آورد...

اگر پیامش را شنیدی...

قدم بردار...

قلم بردار...

بنویس...

بر من مبارک باد...

چرا؟

چون من انسانم...

عید مبعث بر آنان که انسانند مبارک باد...

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/19ساعت 20:6 توسط ارغـــوان |


Linkin Park

سلام بچه ها اینم آهنگ Numb که من خیلی دوسش دارم برای همه ی دوستای

Linkin park ایم : سجاد، کامی، کیارش، مازیار، علی و مریم...

Numb

 

Tired of being what you want me to be

از اینکه اون چیزی که تو می خواهی باشم خسته شده ام

feeling so faithless lost under the surface

احساس بی ایمانی می کنم، زیر چهره ظاهری ام گم شده ام 

don't know what you're expecting to be

نمی دانم انتظار داری که چی باشم

put under the pressure of walking in your shoes

راه رفتن در کفشهای تو مرا تحت فشار گذاشته( از اینکه زیر سلطه تو باشم خسته شده ام )

every step that i take is another mistake to you

هر قدم دیگری که برای تو بر می دارم یک اشتباه دیگر است

I've become so numb i can't feel you there

من خیلی بی حس شده ام نمی توانم تو را حس کنم

become so tired so much more aware

بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام

I've becoming this all i want to do

من این چیزی که می بینی شده ام ،تنها چیزی که می خواهم

Is be more like me and be less like you

این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم

can't you see that you're smothering me

نمی توانی ببینی که داری خفه ام می کنی؟

Holding too tightly afraid to lose control

من را سخت در آغوش گرفته ای و می ترسی که کنترل را از دست بدی

cause everything that you thought i would be

چون هر چیزی که فکر می کردی من می خواهم باشم

has fallened apart, right in front of you

در جلوی تو کنار افتاده است

every step that i take is another mistake to you

هر قدم دیگری که برای تو بر می دارم، یک اشتباه دیگر است

and every second i waste is more

و هر ثانیه ای که هدر می دهم بیشتر از آن چیزی است که می توانم تحمل کنم

I've become so numb i can't feel you there

من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم

become so tired so much more aware

بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام

I've becoming this all i want to do

من این چیزی که می بینی شده ام، تنها چیزی که می خواهم

Is be more like me and be less like you

این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم

and i know, i may end up failing to

و من می دانم که باید به ناتوانی خودم پایان دهم

but i know, you were just like me with someone disappointed in you

اما من می دانم، که تو هم با هر کسی که ناامیدت می کرد مثل من رفتار می کردی 

I've become so numb i can't feel you there

من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم

become so tired so much more aware

بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام

I've becoming this all i want to do

من این چیزی که می بینی شده ام، تنها چیزی که می خواهم

Is be more like me and be less like you

این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم

I've become so numb i can't feel you there

من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم

I've become so numb i can't feel you there

من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/16ساعت 13:23 توسط ارغـــوان |


می دونین، همیشه تا حرف از تنهایی میاد همه میگن عاشق شده...

حرف عشق که میشه همه میگن: به به قضیه بودار شد...!

 حرف از تاریکی میاد میگن: اوه اوه! طرف شیطان پرسته!!!

واسه همتون پیش اومده که احساساتی داشتین که نمی خواستین آشکار بشه ولی

حیف که بعضیا کنجکاوتر از اونن که بذارن آدم یه راز بمونه...

از روزی که گفتم به تاریکی ایمان دارم (البته بعد از خدا که قادر مطلقه) که البته دیگران 

به بقیه ی حرفام گوش ندادن، ایمان به خدا رو می گم، گفتن این دختره دیگه از دست رفت

و مهر مطرود خورد رو پیشونیم...

من که به جرات میگم هیچ وقت دل کسی رو نشکوندم، ولی خیلی ها دلمو شکوندن...

من که هیچ گناهی نداشتم جز اینکه از تظاهر به اون چیزی که تو وجودم نیست بیزارم...

نمی تونم مثل اونایی باشم که هر روز وقتی از خواب بلند میشن خودشونو کوک میکنن

و کارهایی می کنن و حرفهایی می زنن که شاید خودشونم آخر شب از کردشون ناراضی باشن...

آره من به تاریکی ایمان دارم، متنفرم از اینکه کسی فکر کنه شیطان پرستم...

نه نیستم...من تاریکی رو از بعد دیگه ای می بینم ، تو این تاریکی حقایق زیادی از زندگی رو درک کردم.

جایی که همه چی واقعین...دروغ نیستن...جایی که آدم با چیزایی روبرو می شه که نمی تونه

کنترلشون کنه...ولی ازشون فرار نمی کنه...

حالا می دونین چرا گفتم تاریکی؟

تاریکه چون مردم نمی تونن باهاش روبرو بشن...نمی خوان به این فکر کنن که عمرشون کمتر از

اون چیزیه که فکر می کنن...باید به خودشون بیان و نذارن که این نعمت خدا هینطوری هدر بره...

اگه هر کسی به زندگی اینطوری فکر می کردو خودشو با خوشی ها و حرفای زود گذر و پوچ

خسته نمی کرد...هیچ کس تنها نبود یا مثل من مطرود نبود...

انتظار ندارم همه به حرفایی که زدم اهمیت بدن...ولی کسایی که خودشونو شناختن و پیدا کردن،

مطمئنم که حرفامو با تمام وجود حس کردن...

حتی وقتی به آهنگ های Evanescence گوش میدم، میبینم که چقدر قشنگ و دقیق

راجع به این تاریکی مجازی و این درک صحبت میکنه...واسه همینه که اینقدر دوسشون دارم.

ولی حرف آخرم اینه، خواهش می کنم بهش فکر کنین و نظر خودتونو راجع بهش بگین:

همیشه سقوط و شکستم

از وقتی شروع میشه که احساس میکنم دارم پرواز میکنم...

در نگاه کسانی که احساس پرواز رو نمی فهمند

هر چه بیشتر بیشتر اوج بگیری، کوچکتر میشی...

و یه روزی می رسه که اینقدر کوچک میشی که هیچ کس نمی بیندت...

ولی تو نابود نشدی، اینقدر اوج گرفتی و بالا رفتی که هر کسی توان دیدنتو نداره...

 

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/12ساعت 6:28 توسط ارغـــوان |


سلام دوستای گلم...

یه مدت واستون عکسهای Evanescence نذاشتم...

حالا می خوام جبران کنم...

Amy

Evanescence

Amy

Amy

Amy

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/12ساعت 5:16 توسط ارغـــوان |


خیالی

 

شبهای بی صدا پر از ترس

در حجم فریادهایم گم نمی شود

الهه ی خیال و نور

چقدر در آرزوی خوابی عمیق و پر از رویایم

 

در باغ گلهای کاغذی ام

و ابرهایی لالایی از جنس شیرینی

در خیال خود ساعتها دراز می کشم

و آسمان ارغوانی رنگم که در اطرافم در پرواز است را تماشا می کنم

 

هنوز در درگاه مانده ام

درگاه ساعتی زنگ دار

که مثل هیولایی صدایم می زند و خبر از رفتنم می دهد

بگذار کمی دیگر بمانم

در جایی که باد در گوشم نجوا می کند

در جایی که قطرات باران با سقوطشان برایم قصه می گویند

 

اگر می خواهی از این جهان زیبا و خیالی بروی

کمی دیگر صبر کن و طاقت بیاور

زیرا ممکن است که دیگر نتوانی چیزهایی را که باعث شدند

دوباره نفس بکشی را بیاد بیاوری

این سرزمینی است که من برای فرار خود ساخته ام( این خط مفهوم کلی بود که خودم اضافه کردم و تو متن اصلی نیست)

 

در باغ گلهای کاغذی ام

و ابرهای لالایی از جنس شیرینی

در خیال خود ساعتها دراز می کشم

و آسمان ارغوانی رنگم که در اطرافم در پرواز است را تماشا می کنم...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/10ساعت 3:2 توسط ارغـــوان |


 

Imaginary

 

swallowed up in the sound of my screaming

cannot cease for the fear of silent nights

oh how i long for the deep sleep dreaming

      the goddess of imaginary light

 

In my field of paper flowers

and candy clouds of lullaby

i lie inside myself for hours

and watch my purple sky fly over me

 

I linger in the doorway

of alarm clock screaming

monsters calling my name

let me stay

where the wind will whisper to me

where the raindrops

as they're falling tell a story

 

If you need to leave the world you live in

lay your head down and stay a while

though you may not remember dreaming

something waits for you to breathe again

 

In my field of paper flowers

and candy clouds of lullaby

i lie inside myself for hours

and watch my purple sky fly over me

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/10ساعت 3:1 توسط ارغـــوان |


به زیر کشیده شدن

 

حالا بهت می گم برات چه کارهایی کردم

پنجاه هزار قطره اشک ریختم

با فریاد، با فریب، با خون خودم، صدات کردم

اما تو هنوز صدای منو نمی شنوی

دیگه به دست یاری رسونت نیازی نیست

دیگه خودمو نجات دادم

شاید فقط و فقط برای ۱یه لحظه بیدار بشم

بدون شکنجه ای که هر روز بهم میدی

و درست لحظه ای که احساس می کنم به کف رسیدم

دوباره می میرم

 

به زیر کشیده می شم

غرق در تو

تا ابد سقوط می کنم

باید راهی به بیرون پیدا کنم

به زیر کشیده می شم

 

اینقدر راست و دروغو با هم قاطی کردی

که دیگه واقعیت رو از خیال تشخیص نمی دم

اینقدر ذهنم و آشفته کردی

که دیگه به خودمم نمی تونم اعتماد کنم

دوباره می میرم

 

به زیر کشیده می شم

غرق در تو

تا ابد سقوط می کنم

باید راهی به بیرون پیدا کنم

به زیر کشیده می شم

 

برو فریادم بکش

صدات دیگه اذیتم نمی کنه

دیگه من خیلی دورم

دیگه نمی شکنم

دیگه باید شروع به نفس کشیدن کنم

چون نمی تونم همیشه به فرو رفتن ادامه بدم...

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/07ساعت 1:25 توسط ارغـــوان |


Going under

 

Now i will tell you wat i've done for you

fifty thousand tears i've cried

screaming deceiving and bleeding for you

and you still won't hear me / i'm going under

 don't want your hand this time i'll save myself

maybe i'll wake up for once

not tormented daily defeated by you

just when i thought i'd reached the bottom

i'm dying again

 

I'm going under

drowning in you

i'm falling forever

i've got to break through

i'm going under

 

blurring and stirrng the truth and the lies

so i don't know what's real and what's not

always confusing the thoughts in my head

so i can't trust myself anymore

i'm dying again

 

I'm going under

drowning in you

i'm falling forever

i've got to break through

 

so go on and scream

scream at me i'm so far away

i won't be broken again

i've got to breathe i can't keep going under

i'm dying again

 

I'm going under

drowning in you

i'm falling forever

i've got to break through

 

Going under / going under

going under / going under

i'm going under

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/05/07ساعت 1:23 توسط ارغـــوان |


 
در طول دو هفته گذشته حملات متعددی به سایت بلاگفا و بخصوص دامنه BLOGFA.COM صورت گرفته و با توجه به تکرار تهدیدها و گسترش حملات به سایت ، تیم مدیریت بلاگفا تصمیم گرفته است  که  در جهت جلوگیری یا کاهش اختلال احتمالی و همچنین دسترسی دائم کاربران سایت به وبلاگها و بخش مدیریت وبلاگ دامنه BLOGFA.IR را بصورت دامنه اصلی سایت مورد استفاده قرار دهد. بنابراین همانطور که قبلاً نیز به آن اشاره شده است  سایت
بلاگفا و همچنین وبلاگهای زیر مجموعه آن از طریق دامنه BLOGFA.IR 
 در دسترس خواهند بود.
البته من اضافه می کنم که با هر دو تا سرویس کار می کنه ولی با 
این جدیده امن تره دیگه... 

+ نوشته شده در شنبه 1386/05/06ساعت 6:33 توسط ارغـــوان |


سلام بچه ها اینم ویدئو کلیپ Broken ، کار Evanescence و Seether که Amy lee با نامزدش

 Shaun morgan خونده خوشگله ها، پیشنهاد می کنم دانلود کنین!

حجم فایل: ۱۴.۰۳MB

لینک دانلود:Broken

+ نوشته شده در شنبه 1386/05/06ساعت 5:1 توسط ارغـــوان |


linkin park

سلام بچه ها:

ابن دفعه دارم این آهنگ و به افتخار دوست خوبمون سجاد می ذارم که وب cancel-lp رو داره...

 

Breaking the habit

 

like opening the wound

مثل باز کردن زخم

i'm picking me apart again

من خودمو تکه تکه می کنم

you all assume

همه شما خیالی هستید

i'm safe here in my room

من اینجا تو اتاقم امنم

unless i try to start again

مگه اینکه دوباره شروع کنم

i don't want to be the one

من نمی خوام فرد برگزیده باشم

the battles always choose

جنگ ها همیشه انتخاب شده اند

cause inside i realize

آخه از درون خودم

that i'm the one confused

من کسی هستم که گیج شده ام

i don't know what's worth fighting for

من نمی دونم چی ارزشه جنگیدنو داره

or why i have to scream

یا چرا من مجبورم جیغ بزنم

i don't know why i instigate

نمی دونم چرا تحریک می شم

and say what i don't mean

و چیزی رو می گم که ازش منظوری ندارم

i don't know how i got this way

نمی دونم این راهو چطوری اومدم

i know it's not alright

ولی می دونم که راه درستی نیست

so i'm breaking the habit

پس عادتمو شکستم

i'm breaking the habit

عادتمو شکستم

tonight

امشب

clutching my cure

دارویم را عوض می کنم

i tightly lock the door

درو محکم قفل کردم

i try to catch my breath again

تلاش می کنم که دوباره نفس بکشم

i hurt much more

من خیلی آسیب دیدم

than anytime before

نسبت به هر زمان دیگری

i had no options left again

دیگه راهی نداشتم

i don't want to be the one

من نمی خوام فرد برگزیده باشم

the battle always choose

جنگ ها همیشه انتخاب شده اند

cause inside i realize

آخه از درون خودم

that i'm the one confused

من کسی هستم که گیج شده ام

i don't know what's worth fighting for

من نمی دونم چی ازشه جنگیدنو داره

or why i have to scream

یا چرا من مجبورم جیغ بزنم

i don't know why i instigate

نمی دونم چرا تحریک می شم

and say what i don't mean

و چیزی رو می گم که ازش منظوری ندارم

i don' know how i got this way

نمی دونم این راهو چطور اومدم

i'll never be alright

من هیچ وقت خوب نمی شوم

so, i'm breaking the habit

پس عادتمو ترک کردم

i'm breaking the habit

عادتمو ترک کردم

tonight

امشب

i'll paint it one the walls

من اون رو روی دیوارها نقاشی می کنم

cause i'm the one at fault

آخه من کسی هستم که تو اشتباهه

i'll never fight again

من دیگه نمی جنگم

and this is how it ends

و این پایانشه

there was christ in the metal shell

مسیح در پوست فلزی بود

there was blood on the pavement

خون روی سنگفرش خیابان

the camera will make you god

دوربین از تو خدا میسازه

that's how jack became sainted

و این راهیه که جک تقدیس شد

if you die when there's no one watching

اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نمی کنه

and your ratings drop and you're forgotten

درجه ات پائین میفته و تو فراموش شده ای

if they kill you on their TV

اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند

you're a martyr and a lamb of god

تو یک شهید و بره خدایی

nothing's going to change

هیچ چیزی عوض نمی شه

nothing's going to change the world

هیچ چیزی جهان رو تغییر نمی ده

there was lennon and a happy gun

اونجا لنون(یکی از افراد گروه بیتلز)بود و یک اسلحه خوشحال

there were words on the pavement

اونجا کلماتی روی سنگفرش خیابان بود

we were looking for the lamb of god

ما به دنبال بره خدا می گردیم

we were looking for mark David

ما بدنبال نشان داوودیم

if you die when there's no one watchig

اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نمی کنه

and your ratings drop and you're forgotten

درجه ات پائین میفته و تو فراموش شده ای

if they kill you on their TV

اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند

you're a martyr and a lamb of god

تو یک شهید و بره خدایی

nothing's going to change the world

جهان تغیر نخواهد کرد

 

nothing's going to change

هیچ چیزی عوض نمی شود

i took three days for him to die

سه روزبرای مردنش طول کشید

the born againcould buy the serial rigts

دوباره متولد شده میتوانست قوانین ترتیبی را بخرد

lamb of god have mercy on us

بره خدا بر ما رحمت دارد

lamb of god won't you grant us

بره خدا با ما موافقت نخواهد کرد

nothing's going to change the world

جهان تغییر نخواهد کردم

nothing's going to change

هیچ چیزی عوض نمیشود

nothin's going to change the wold

جهان تغییر نخواهد کرد

nothing'd going to change

هیچ چیزی عوض نمی شود

if you die when there's no one watching

اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نکنه

and your ratings drop and you'r forgotten

درجه ات پائین میفته و تو فراموش شدی

if they kill you on their TV

اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند

you're martyr and a lamb if god

تو یک شهید و بره بخدا

nothing's going to change the world

جهان تغییر نخواهد کرد...

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/05ساعت 7:17 توسط ارغـــوان |


سهم من از زندگیزندگی

زندگی شاید

ریسمانی است که با آن مردی خود را از شاخه می آویزد

زندگی شاید، آن لحظه مسدودیست

که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد

آه...

سهم من این است

سهم من این است

سهم من...

آسمانی است که آویختن پرده ای، آن را از من می گیرد

سهم من پائین رفتن از یک پله متروک است

و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید

دستهایت را دوست دارم...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 17:35 توسط ارغـــوان |


تنهایی

بیا تا برایت بگویم

تا چه اندازه تنهایی من بزرگ است

تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 17:3 توسط ارغـــوان |


من ومن

زندگی نبرد بی فرجام لحظه هاست

هدف جنگیدن

خون دادن و به خون غلتیدن است

هدف پیروز شدن نیست

حریفی در میان نیست

زندگی نبردی بی پایان میان من و من است

گرچه هنوز مشخص نیست

کین نبرد مدام بر سر چیست...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 16:51 توسط ارغـــوان |


گریه

چشمان من طوفان غم دارد

          ولی خنده بر لب می زنم

                        تا کس نداند راز من...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 16:40 توسط ارغـــوان |


باد

 ساکت و تنها...

چون کتابی در مسیر باد

می خورد هر دم ورق اما

هیچکس او را نمی خواند

برگ ها را می دهد بر باد

می رود از یاد...

هیچ چیز از او نمی داند

بادبان کشتی او را در مسیر باد

مقصدش هرجا که باداباد!

بادبان را ناخدا باد است

لیک او را هم خدا هم ناخدا باد است...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 16:20 توسط ارغـــوان |


Amy lee

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:45 توسط ارغـــوان |


Amy lee

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:43 توسط ارغـــوان |


amy lee

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:39 توسط ارغـــوان |


Amy lee

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:35 توسط ارغـــوان |


سلام به همه دوستان عزیزم...

می دونم که خیلی هاتون می دونید، ولی برای اونهایی می گم که نمی دونند...

persianblog.com هک شده.

از این به بعد با persianblog.ir می تونید به وبلاگهای مربوطه سر بزنید...

فقط خبر کار نمی کردیم که به لطف واحدهای بزرگ و گسترده! اطلاع رسانی این کاره هم شدیم!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/04ساعت 4:28 توسط ارغـــوان |


و ویدئو کلیپ call me when your sober ...

حجم فایل: ۳.۸۳ MB

لینک دانلود:Call me when your sober

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:56 توسط ارغـــوان |


اینم ویدئو کلیپ فوق العاده Lithium ...

حجم فایل: ۷.۰۸ MB

لینک دانلود:Lithium

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:51 توسط ارغـــوان |


و ویدئو کلیپ Sweet sacrifice ...

حجم فایل: ۵.۷۷ MB

لینک دانلود:Sweet sacrifice

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:41 توسط ارغـــوان |


این یکی هم ویدئو کلیپ My immortal که من عاشقشم، مطمئنم خوشتون میاد... 

راستي زيرنويس انگليسي هم داره! 

حجم فایل:4.58 MB

لینک دانلود:my immortal

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03ساعت 2:28 توسط ارغـــوان |


اینم ویدئو کلیپ everybody's fool که من خیلی دوسش دارم...

حجم فایل: 6.30MB

لینک دانلود:Everybody's fool

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 22:59 توسط ارغـــوان |


نسبتا خوب

 

دوباره زیر طلسم تو

نمی توانم نه بگویم

قلبم را بخواه، قلب من در دست تو خونریزی می کند!

نمی توانم به تو نه بگویم

 

نباید اجازه دهم تو به شیرینی عذابم دهی

حالا نمی توانم اجازه دهم که از رویایم بروی

نمی توانم نفس بکشم، اما احساست می کنم

 

نسبتا خوب

نسبت به تو احساس خوبی دارم

 

این فساد شیرین و لذتبخش را بنوش

نمی توانم به تو نه بگویم

و من کاملا خودم را گم کرده ام و فکرم کار نمی کند

نمی توانم به تو نه بگویم

 

نباید اجازه دهم تو به شیرینی عذابم دهی

حالا نمی توانم اجازه دهم که از رویایم بروی

نمی توانم چیزی را که حسم به من می گوید باور کنم

 

نسبتا خوب

احساس خوبی دارم

خیلی طول کشید تا این حس را داشته باشم، اما حالا دیگر احساس خوبی دارم

 

من هنوز هم منتظرم تا باران ببارد

زندگی حقیقی همچون باران بر من می بارد

زیرا من نمی توانم هیچ چیزی را نسبتا خوب نگه دارم

کافیست!

آیا من هم به اندازه کافی برای اینکه تو نیز مرا دوست بداری خوب هستم؟

 

پس مراقب چیزی که از من می خواهی باش

چرا که، نمی توانم نه بگویم...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 22:41 توسط ارغـــوان |


Good enough

 

  under your spell again

i can't say no to you

crave my heart and its bleeding in your hand

i can't say no to you

 

shouldn't let you torture me so sweetly

now i can't let go of this dream

i can't breathe but i feel

 

good enouh

i feel good enough for you

 

drink up sweet decadence

i can't say no to you

and i've completely lost myself and i don't mind

i can't say no to you

 

shouldn't let you conquer me completely

now i can't let go of this dream

can't believe that i feel

 

good enough

i feel good enough

it's been such a long time coming, but i feel good

 

and i'm still waiting for the rain to fall

pour real life down on me

cause i can't hold on to anything this good

!enough

?am i good enough for you to love me too

 

so take care what you ask of me

cause i can't say no

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 21:15 توسط ارغـــوان |


Evanescence

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 20:0 توسط ارغـــوان |


amy

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/02ساعت 19:54 توسط ارغـــوان |


 

love

این که مدام به سینه ات می کوبد قلب نیست...

ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود، ماهی کوچکی که

طعم تنگ آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.

قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس، اما کیست که باور کند

در سینه اش نهنگی می تپد؟!

آدم ها ماهی ها را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه، اما

ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا

غوطه خورد قلب است...

 

یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که

شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم! سریع از کنار مرداب دور شدم...

حالا وقتی که می بینم خودم مرداب شدم، دنبال یه گل نیلوفر می گردم

که از تنهایی نمی رم، و حالا می فهمم...

گل نیلوفر تنها نیست، اون خودشو وقف مرداب کرده...

 

برای سالها می نویسم...

سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند...

افسوس که قصه مادربزرگ درست بود...

یکی بود، یکی نبود...

 

زندگی چون گل سرخیست، پر از خارو پر از عطرو پر از برگ لطیف...

یادمان باشد اگر گل چیدیم، خارو عطرو گل و برگ همه همسایه دیوار

به دیوار همند...

 

اگه مثل اشک توی چشام باشی، واسه همیشه داشتنت هیچ وقت گریه نمی کنم!

 

شکست عهد منو گفت هرچه بود گذشت، به گریه گفتمش آری و چه زود گذشت.

بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت...

 

سکوت فریاد هزاران درد است در وسعت بی انتهای ناگفته ها...

و تو بی انتها ترین فریادی که در سکوت من نشسته ای...

 

زندگی رو بد ساخته اند:

کسی رو که دوس داری، تو رو دوس نداره...

کسی رو که دوست داره، تو دوسش نداری...

و دو نفر که همدیگرو دوس دارن، دست سرنوشت نمی ذاره به هم  برسن...

زندگی درد سختیه که ما دچارش شدیم...

 

آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می کنی، بخاطر

بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن دل ستارگان است...

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/01ساعت 17:38 توسط ارغـــوان |


Amy

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/01ساعت 16:42 توسط ارغـــوان |


amy1

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/01ساعت 16:32 توسط ارغـــوان |


محبت

کسی که محبت دارد، صبور است و مهربان...

حسود نیست و به کسی رشک نمی برد، مغرور نیست و هیچگاه خودستایی نمی کند،

به دیگران بدی نمی کند، خودخواه نیست و باعث رنجش کسی نمی شود.

کسی که محبت دارد پر توقع نیست و از دیگران انتظار بیجا ندارد، عصبی و زود رنج نیست

و کینه به دل نمی گیرد، هرگز از بی انصافی و بی عدالتی خوشحال نمی شود،

بلکه از پیروز شدن راستی شاد می گردد.

اگر کسی را دوست بدارید، به هر قیمتی که باشد، به او وفادار می مانید، همیشه سخنان

او را باور می کنید، سعادت او را می خواهید و از او دفاع می کنید...

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/05/01ساعت 4:20 توسط ارغـــوان |