|
فراموش نکن، ارغوانی آخرین رنگ پوسیدن جسده...
|
||||
|
|
||||
سلام به همه... اول از همه یلداتون مبارک! می دونین چرا اون یه دقیقه بیشتر اینقدر اهمیت داره؟؟ شاید هیچ وقت دنبال دلیلش نبودیم... فقط مث بقیه ی رسومیه که بدون اینکه دلیلشو بدونیم تو ذهنمون جا افتاده! مهم این نیس که ۱ دقیقه بیشتره... تو اون ۱ دقیقه هیچی عوض نمی شه! فقط به بهانه ی اونه که خیلی اتفاقا می افته...خیلی ها همو می بینن و خیلی اتفاقای دیگه... بگذریم... همینطوری که می بینین خونه تکونی کردم! تغییر و تحولات محسوس... این قالب قشنگو مدیون زحمتای دوست خوبم آقا سجاد هستم ، که واقعا" واسه این این قالب خیلی زحمت کشید... سجاد جان دستت درد نکنه ایشالا بتونم جبران کنم... راستی تا یادم نرفته بگم... تو پست قبل یکی از دوستان نظر خصوصی گذاشت و ازم خواست که لینک آهنگ Nothing Else Matters رو بهشون بدم... متأسفانه چون اسم وبلاگتو نذاشتی، نتونستم بهت بدم... ولی لینکشو تو پست قبلی گذاشتم می تونی دانلود کنی... خوب... پست این دفعه یه آهنگه از گروه (SOAD(System Of A Down... این آهنگ کاملا"، اتفاقایی که دور و برمون می افته و هر روز هم شاهدشیم رو داره بهمون نشون می ده... خوب... دیگه خیلی حرف زدم... بخونین، امیدوارم خوشتون بیاد... !BOOM I've been walking through your streets من (یه روزی) تو خیابونات قدم زدم Where all your money's earning تو همون خیابونایی که هر روز کلی پول دست به دست می شه Where all your building's crying همون خیابونایی که ظاهر ساختمونات دارن توش زار می زنن And clueless neckties working همون خیابونایی که توش پر از آدمای تر و تمیزه که بی هدف فقط کار می کنن Revolving fake lawn houses همون خیابونایی که توش پر از خونه های گرد و خوشگله که محوطه ی چمن دارن Housing all your fears خونه هایی که به ظاهر ترساتو بروز نمی دن و بهت امنیت می دن Desensitized by TV با تلویزیون گمراهت کردن Overbearing advertising تبلیغات اعصاب خورد کن و بیخود! GOD of consumerism خدای دلخوشی...! امنیت پوچ و تظاهر(منظورش تلویزیونه!) And all your crooked pictures و همه ی تصاویر قلابیت (جو سازی رسانه ها) Looking good, mirrorism با ظاهر خوب، انگار به آینه نگاه می کنی (تو ظاهر مث آینه حقیقتو بهت نشون می ده ولی چیزی جز دروغ نیس) F.i.t.e.r.i.n.g information خبرهای سانسور شده For the public eye واسه دید مردم (حقیقت رو ازشون پنهان می کنن) Designed for profilteering اصلا" ساخته شدن واسه سودجویی Your neighbor! what a guy همسایه تو نگاه!(هه!!!) عجب مردی! (با تأسف و تمسخر می گه!!!) !BOOM! BOOM! BOOM! BOOM Every time you drop the bomb وقتی رو سر آدمای بی گناه بمب می ریزی You kill the GOD your child has born با دستای خودت داری اون خدایی رو می کشی که یه روزی بچه ی خودتو آفرید... !BOOM! BOOM! BOOM! BOOM Modern globalization جامعه ی مدرن!!! Coupled with condemnations پیشرفتی که با جنایت قاطی شده Unnecessary death مرگهای زودرس... Matador corporations درست مث مسابقات گاوبازی (دیدی گاو بازا چطوری با یه پارچه کنترلشون می کنن؟!) Puppeting your frustrations همونطوری افکار و نا امید ی هاتو به بازی می گیرن (شستشوی مغزیت می دن!) With the blinded flag پشت یه پرچم قایمت کردن(مثل گاوبازا !!!!!) Manufacturing consent, is the name of the game اسم این بازی مسخره برقراری صلح همگانیه!!! The bottom line is money, nobody gives a f**k می دونی آخر همه ی اینا چیه؟ پول و قدرت... واسه هیچکس چیزای دیگه مهم نیس (لعنت به همه شون!) 4000hungry children leave us per hour from starvation هر ساعت ۴۰۰۰تا بچه از گرسنگی تلف می شن While billions spent on bombs, create death showers در صورتی که تو همون لحظه بیلیونها دلار صرف ساختن یه بمب می شه تا باهاش آدما رو به رگبار ببندن BOOM! BOOM! BOOM! BOOM Every time you drop the bomb وقتی رو سر آدمای بی گناه بمب می ریزی You kill the GOD your child has born با دستای خودت داری اون خدایی رو می کشی که یه روزی بچه ی خودتو آفرید... !BOOM! BOOM! BOOM! BOOM BOOM! BOOM! BOOM! BOOM!BOOM! BOOM! BOOM! BOOM ???Whyyyyyy must weeeeeeee kill, oooooooooour own kiiiiiiiiind چرا باید یکی مث خودمون (یه انسان) رو بکشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ BOOM! BOOM! BOOM! BOOM Every time you drop the bomb وقتی رو سر آدمای بی گناه بمب می ریزی You kill the GOD your child has born با دستای خودت داری اون خدایی رو می کشی که یه روزی بچه ی خودتو آفرید... BOOM! BOOM! BOOM! BOOM BOOM! BOOM! BOOM! BOOM!BOOM! BOOM! BOOM! BOOM Every time you drop the bomb وقتی رو سر آدمای بی گناه بمب می ریزی You kill the GOD your child has born با دستای خودت داری اون خدایی رو می کشی که یه روزی بچه ی خودتو آفرید... تو داری خدا رو می کشی................................................... ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]] إچشماتو باز کن... دور و برتو خوب نگاه کن... چی می بینی؟؟؟ فقر...بدبختی...جنگ...مرگ... می فهمی چی می گم؟؟ این درد همه س... من...تو... از خودت فرار نکن...
+ نوشته شده در جمعه 1386/09/30ساعت 20:31 توسط ارغـــوان |
سلام به همه... ((حرف اول:امروز سالروز مرگ یه مرد بزرگه... چه خوب شد که بعد از دو هفته یه فرصت کوچیک پیدا کردم تا با یه آهنگ بزرگ آپ کنم! خیلی مدت بود که با خودم کلنجار می رفتم که این آهنگو بذارم یا نه... نمی دونم من چرا اینجوری ام! وقتی یه آهنگو واقعا" دوس دارم اصلا دلم نمی خواد ترجمه ش کنم! دلم نمی خواد خراب بشه... ولی خوب... دلمم نمی اومد نذارمش... دارم از زیبا ترین آهنگ لایت متالیکا حرف می زنم... که خیلی خیلی برام ارزش داره... به هر دلیل که فکرشو بکنین... یه آهنگ کاملا احساسی و پر محتوا که به نظرم هر کسی با هر سلیقه ای ازش خوشش میاد... و فکر نمی کنم کسی باشه که تا حالا یه بار هم این آهنگو گوش نکرده باشه... امیدوارم خوشتون بیاد... Nothing Else Matters So close no matter how far مهم نیس چقدر از هم دور باشیم(دلامون نزدیک همه) Couldn't be much more from the heart نمی تونستم بهتر از این احساس قلبیمو بیان کنم (همیشه سعی کردم احساسم نسبت بهت صادقانه باشه) Forever trusting who we are همیشه به اون چیزی که هستیم ایمان داشتم(خودمونو باور داشتم) And nothing else matters و هیچ چیز دیگه ای مهم نیس... Never opened myself this way هیچ وقت احساس درونیمو اینطوری نشون نداده بودم Life is ours, we live it our way زندگی مال ماست (و ما آزادیم) به روش خودمون زندگی کنیم All these words I don't just say این حرفا رو فقط واسه این که حرفی زده باشم، نگفتم (اینارو با تموم وجودم گفتم) And nothing else matters و هیچ چیز دیگه ای مهم نیس... Trust I seek and I find in you اعتمادو تو وجودت جستجو و پیدا می کنم(با تموم وجود بهت اعتماد دارم) Every day for us something new هر روز برامون یه شروع دوباره و یه روز تازه س Open mind for a different view (هر روز برامون) یه ذهن باز و یه دید متفاوت به زندگیه And nothing else matters و هیچ چیز دیگه ای مهم نیس... Never cared for what they do هیچ وقت برام مهم نبوده بقیه چیکار می کنن Never cared for what they know هیچ وقت برام مهم نبوده که بقیه چی می دونن یا چی فکر می کنن But I know ولی اینو می دونم... So close no matter how far مهم نیس چقدر از هم دور باشیم(دلامون نزدیک همه) Couldn't be much more from the heart نمی تونستم بهتر از این احساس قلبیمو بیان کنم (همیشه سعی کردم احساسم نسبت بهت صادقانه باشه) Forever trusting who we are همیشه به اون چیزی که هستیم ایمان داشتم(خودمونو باور داشتم) And nothing else matters و هیچ چیز دیگه ای مهم نیس... Never cared for what they do هیچ وقت برام مهم نبوده بقیه چیکار می کنن Never cared for what they know هیچ وقت برام مهم نبوده که بقیه چی می دونن یا چی فکر می کنن But I know ولی اینو می دونم... Never opened myself this way هیچ وقت احساس درونیمو اینطوری نشون نداده بودم Life is ours, we live it our way زندگی مال ماست (و ما آزادیم) به روش خودمون زندگی کنیم All these words I don't just say این حرفا رو فقط واسه این که حرفی زده باشم، نگفتم (اینارو با تموم وجودم گفتم) And nothing else matters و هیچ چیز دیگه ای مهم نیس... Trust I seek and I find in you اعتمادو تو وجودت جستجو و پیدا می کنم(با تموم وجود بهت اعتماد دارم) Every day for us something new هر روز برامون یه شروع دوباره و یه روز تازه س Open mind for a different view (هر روز برامون) یه ذهن باز و یه دید متفاوت به زندگیه And nothing else matters و هیچ چیز دیگه ای مهم نیس... Never cared for things they say هیچ وقت برام مهم نبوده اونا(دیگران) چی میگن Never cared for games they play هیچ وقت بازی هاشون برام مهم نبوده I never cared for what they do هیچ وقت برام مهم نبوده چی می دونن یا چی فکر می کنن !And I know, yeah من می دونم...آره می دونم... So close no matter how far مهم نیس چقدر از هم دور باشیم(دلامون نزدیک همه) Couldn't be much more from the heart نمی تونستم بهتر از این احساس قلبیمو بیان کنم (همیشه سعی کردم احساسم نسبت بهت صادقانه باشه) Forever trusting who we are همیشه به اون چیزی که هستیم ایمان داشتم(خودمونو باور داشتم) And nothing else matters و هیچ چیز دیگه ای مهم نیس... هیچ چیز دیگه ای................................. XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX یمن و تو... شاید یه کوچه ، یه شهر ، یا یه کشور با هم فاصله داشته باشیم... ولی... فاصله چه اهمیتی داره وقتی دلامون نزدیک همه... چشماتو ببند... من و تو با همیم... قلبامون به هم نزدیکه... زندگی مال ماست و ما حق انتخاب داریم که چطوری زندگی کنیم... چرا باید درگیر فاصله ها بشیم... حرفای دیگرون... نگاه ها... خنده ها... پچ پچ ها... چه اهمیتی داره وقتی منو تو با همیم... از صمیم قلب می گم... فاصله ی من و تو... به اندازه ی نفسیه که از سینه مون خارج می شه و به صورتمون می خوره... دیدی چقدر نزدیکیم؟ پس دستتو بده به من... اینم لینک دانلودش:Nothing Else Matters 
بنیان گذار دث...
چاک شولداینر موسیقی رو از 9 سالگی با درد شروع کرد...
اون علاقه ی عجیبی و استعداد فوق العاده ای تو یاد گیری گیتار الکتریک داشت...
و با پشتکار تمرین می کرد و از گروههای بزرگی الهام می گرفت...
اون به جز سبک رپ و کانتری از بیشتر سبک ها حتی کلاسیک لذت می برد...
اون علاوه بر اینکه یه موسیقیدان بزرگ بود...
انسانی با روحی بزرگ هم بود که مشکلات روزگار خیلی اذیتش می کرد...
چاک از سرطان رنج می برد ولی دو سال با این درد ساخت...
تا اینکه با گرفتن سینه پهلو و ضعفی که از سرطان داشت از بینمون رفت...
اون یه اسطوره بود...
شخصیتی که هیچ وقت تکرار نمی شه...
روحش شاد...))
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/22ساعت 2:40 توسط ارغـــوان |

روزگار چقدر پیچیده س!
یه لحظه با شوق وصف ناپذیری...
با شدت...
می پری...
می پری، فقط به عشق دورترین ستاره...
به عشق قدرت...
به عشق برتری...
غرورتو تو مشتت محکم گرفتی...
انگار بهش ایمان داری...
و اگه اون نباشه خبری از دورترین ستاره نیس...
میری و میری...
چیزایی که اطرافت اتفاق می افته رو نمی بینی...
میلیون ها ستاره رو بی توجه رد می کنی و فقط چشم دوختی
به ستاره ت تا یه وقت گمش نکنی...
ستاره های دیگه دور می شن...
ازشون جلو می زنی...
میری بالاتر...
دور می شی...
دور می شی...
گاهی بعضیاشونو با بی رحمی از سر رات کنار می زنی تا یه وقت
مانعت نشن...
حق زندگی رو از خیلی ستاره های کوچیک و بزرگ گرفتی...
ولی هنوز نصف راهو هم نیومدی...
خیلی مونده...
تا بالاترین ستاره...دورترین ستاره...
نورش وسوسه ت می کنه...
میری و میری و میری...
تا اینکه تو هم خسته می شی...
آخه تو که ستاره نیستی...
نمی تونی مدتها، تو کهکشون بین ستاره ها باشی، وقتی که...
وقتی که اینقدر دوری...
سرعتت کمتر می شه...
گاهی دور و برتو نگاه می کنی...
خیانت می بینی...
شکست می بینی...
بی رحمی می بینی...
انتقام می بینی...
ضعف می بینی...
کم کم از هدفت دوری می شی...
مشتت داره باز می شه...
غرورت از تو مشتت رها می شه و میره که برای همیشه سقوط کنه...
وقتی غرورتو از دست دادی، ترس تموم وجودتو می گیره...
تنها شدی؟؟
می ترسی؟؟ چته؟؟
فکر می کنی ایمان و همه چیزت برای همیشه از دست رفتن...
دیگه قدرت نداری...
تعادلتو از دست میدی...
و فقط سقوطه و سقوط...
می دونی چرا؟؟
غرورت...
تا وقتی تو مشتت جاش امن بود تو رو می کشید بالا...
ولی یادت نبود که حس بی نیازی و خودخواهیه غرور هیچ وقت
تغییر نمی کنه...
وقتی که دید ولش کردی...
وقتی که دید داره سقوط می کنه...
چطوری می تونست تحمل کنه که اون میره و تو می مونی؟؟
اون سقوط کرد ولی بازم تنها نبود...
تو رو هم کشید...
غرورت تو رو کشید...
ولی این بار با سرعتی خیلی بیشتر از اون چیزی که تو رو می برد بالا...
چیه ترسیدی؟؟ برو به جهنم!
اون کوبیدت زمین...
اون محو شد...
ولی تو...
خورد شدی...
شکستی...
انگار وقتی داشتی نفسای آخرو می زدی...
یه برقی دیدی...
یه نور کوچیک نقره ای با سرعت به طرفت می اومد...
وقتی بهت نزدیک می شد خوب دیدیش...
یه ستاره ی کوچیک و خوشگل...
سرتو با زحمت برگردوندی رو به آسمون...
جای دورترین ستاره خالی بود...
چقدر آسمون بدون اون بی رنگ و تار بود...
قطره اشکی از گوشه ی چشمت لغزید...
چشمات بسته شد...
ستاره ت افتاد تو دست خالی و ناکامت که باز مونده بود...
افتاد و وقتی که به دستت رسید خاموش شد...
تو بالاخره گرفتیش...
ولی به چه قیمتی؟؟
حالا یکی از اون بالا بهت می خنده...
گوش کن...
صداشو شناختی؟؟
آره غرورته...
همون غرور شیطانی...
بایدم احساس قدرت کنه، وقتی که می بینه...
کسی که یه روزی از خودش اختیار داشت...
عقل داشت و منطق...
حالا هیچ چیزی نیس، جز یه جسد...
با یه سنگ سرد تو دستش...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/08ساعت 21:21 توسط ارغـــوان |
سلام... امروز می خوام ترجمه ی یکی از آهنگای LP رو بذارم... اخيرا" تو خيلي از وبلاگا خوندم كه از اين گروه به عنوان يه گروه تجاري اسم مي برن... به نظر من، نظر هر كسي واسه خودش قابل احترامه... منم نظر خودمو دارم... من هميشه همه جا گفتم از اين گروه خوشم مياد... واقعا" بعضي كاراشون خيلي قوي و قشنگه... شعراشون از نظر معنايي خيلي عميقه... حتي خيلي ها اعتقاد دارن آلبوم آخرشون يه فاجعه بود!!! ولي به نظر من آلبوم آخرشون عالي بود فقط با كاراي ديگه ي LP فرق مي كنه كه اين خودش يه تحول بزرگه... خلاصه اين آهنگي كه آماده كردم به نظرم يكي از بهترين كاراي اين گروهه... اميدوارم خوشتون بياد... In The End It starts with one thing با یه چیز شروع شد I don't know why نمی دونم چرا It dosn't even matter how hard you try اصلا" مهم نیس که چقدر سعی می کنی Keep that in mind I designed this rhyme شعری که سرودم رو به یاد داشته باش To explain in due time تا از زمان موعود برات بگم All I know هر چیزی رو که راجع بهش می دونم Time is a valuable thing زمان چیز با ارزشیه Watch it fly by as the pendulum swings ببین زمان چطوری با رقص پاندول ساعت در حرکته ( و تو گیج این حرکتی...انگار هیپنوتیزم شدی ولی این عمرته که داره می گذره) Watch it count down to the end of the day بشین و تا آخر روز شمارش معکوسش رو نگاه کن The clock ticks life away با هر تیک تاک ساعت عمرتم داره می گذره It's so unreal غیر قابل تصوره Didn't look out below اینقدر محوش می شی که دیگه حتی حرکت پاندول هم یادت میره (طوری مبهوت می شی که انگار توان حرکت نداری) Watch the time go right out the window می بینی که از پنجره بیرون میره (زمان می گذره، خورشید غروب می کنه و شعاعهای نورش از پنجره ی اتاقت بیرون میره ولی تو هنوز محو تماشای رقص خواب آور پاندولی و گذر زمان رو درک نمی کنی) Trying to hold on, but didn't even know I wasted it all just to watch you go سعی می کنی جلوی حرکتشو بگیری، ولی نمی دونی با همین کارت هم داری وقت کشی می کنی و به پایان زندگیت نزدیکتر می شی I kept everything inside and even though I tried it all fell apart با اینکه می خوام همه چیزو تو خودم نگه دارم ولی بازم همه چیز از هم می پاشه What it meant to me will eventually be a memory of a time when ولی آخرشم فقط یه خاطره برام می مونه از روزایی که I tried so hard خیلی تلاش می کردم ,And got so far but in the end ولی آخرش چی؟؟؟ به اینجا رسیدم!!! It dosen't even matter دیگه اهمیتی نداره I had to fall باید سقوط کنم... To lose it all تا همه چیزو از دست بدم But in the end it doesn't even matter ولی آخرش چی؟؟؟ دیگه مهم نیس! One thing, I don't know why از یه جایی شروع شد، نمی دونم چرا( نمی دونم کی و چطور!) It doesn't even matter how hard you try اصلا" مهم نیس که چقدر سعی می کنی Keep that in mind I designed this rhyme شعری که سرودم رو بیاد داشته باش To remind myself how (تا وقتی که خوندمش) خودمو به یاد بیارم I tried so hard که چقدر تلاش کردم In spite of the way you were mocking me یه روزی مسخره م می کردی Acting like I was part of your property انگار منم یکی از وسایلت بودم( که هرطور بخوای باهام رفتار کنی) Remembering all the times, you fought with me روزای جنگ و دعوامون رو خوب یادمه I'm surprised it got so it got so far از رفتارت تعجب می کردم! آخه اصلا" انتظارشو نداشتم... Things aren't the way they were before دیگه هیچی مث گذشته نیس You wouldn't even recognize me anymore تو حتی منو اونجوری که باید نشناختی (حتی منو آدم حساب نکردی) Not that you knew me back then ولی این تو نبودی که منو شناختی(بعد از این همه رنجی که منو دادی) But it all comes back to me in the end ولی آخرش همه چیز به پای من تموم شد(همه تقصیرا افتاد گردن من) You kept everything inside تو همه چیز خودتو حفظ کردی(اون بازنده من بودم) And even thogh I tried It all fell apart حتی با همه ی تلاشی که کردم، بازم همه چیز از هم پاشید What it meant to me will eventually be a memory of a time when I ولی آخرشم فقط یه خاطره ی دور می مونه از روزایی که I tried so hard خیلی تلاش می کردم ,And got so far but in the end ولی آخرش چی؟؟؟ به اینجا رسیدم!!! It dosen't even matter دیگه اهمیتی نداره I had to fall باید سقوط کنم... To lose it all تا همه چیزو از دست بدم But in the end it doesn't even matter ولی آخرش چی؟؟؟ دیگه مهم نیس! I've put my trust in you من با تموم وجود بهت اعتماد کرده بودم Pushed as far as I can go و با همه ی وجودم بهت ایمان داشتم And for all this there's only one thing you should know ولی تو، در جواب همه ی این اعتماد ها منو پس زدی و حالا باید بدونی... I tried so hard خیلی تلاش می کردم ,And got so far but in the end ولی آخرش چی؟؟؟ به اینجا رسیدم!!! It dosen't even matter دیگه اهمیتی نداره I had to fall باید سقوط کنم... To lose it all تا همه چیزو از دست بدم But in the end it doesn't even matter ولی آخرش... هیچی مهم نیس... هیچی.............................. ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]] ء واقعا" توصیف قشنگی بود از مرگ زمان... نمی دونم تا حالا شده به حرکت پاندول ساعت نگاه کنین؟ همچین آدمو غرق فکر می کنه که زمان و مکان یادت می ره! یه جوری محو حرکت آروم و منظمش می شی که دلت نمی خواد چشم ازش برداری... تو رو غرق می کنه شاید تو گذشته... شاید تو آینده... زمان می گذره... و تو اینقدر درگیر افکار خودتی که گذر عمر و زندگیتو درک نمی کنی... خیلی چیزا رو از دست میدی... پاهاتو خیلی جاها می ذاری که زیرش خالیه... و در نهایت وقتی بیدار می شی... می فهمی که سقوط کردی... فقط عمرتو از دست دادی... با هر تیک تاک.......................
+ نوشته شده در جمعه 1386/09/02ساعت 19:41 توسط ارغـــوان |