|
فراموش نکن، ارغوانی آخرین رنگ پوسیدن جسده...
|
||||
|
|
||||
سلام به همه... انگار غیبتم خیلی طولانی شد ! ممنون از همه که تو این مدت حالمو پرسیدین... البته من بودم...سر می زدم...و هیچ کامنتی رو هم بی جواب نذاشتم... به خاطر امتحانام نمی تونستم آپ کنم (هنوزم ادامه داره ! ) ولی از این چند روز تعطیلیم استفاده کردم و با یه آهنگ قشنگ اومدم... حالا یه توضیح در مورد این پست... این آهنگ از Blind Guardian اِ... گروهی که تا حالا ازش ترجمه ای نذاشتم... البته این ترجمه هم کار من نیست... دوست عزیزم این ترجمه رو به من داده و ازم خواسته که بذارمش... من فقط یه چیزایی بهش اضافه کردم که به سبک نوشتاری من نزدیکتر بشه... هر چی باشه ایشون جای استاد منه... آخرش برداشت خودمو ازش می نویسم... آهنگ خیلی قشنگیه... هم آهنگش هم صدای وکال که خیلی شفاف و زنده س... و همینطورم شعر و داستان...که به نظرم خیلی شیرینه... من که خیلی این آهنگو دوست دارم... در ضمن بهتون پیشنهاد می کنم که اگه این آهنگو ندارین اول دانلود کنین بعد متن رو بخونین... چون آهنگ در کنار متن خیلی تاثیر گذاره... امیدوارم شما هم خوشتون بیاد... The Bard's Song - In The Forest آواز دوره گرد - در جنگل Now you all now, the bards and their song الآن همتون دوره گرد ها و آوازهاشونو می شناسین When hours have gone by وقتی ساعتها بگذرن I'll close my eyes چشمامو می بندم... In a world far away در جهانی خیلی دور We may meet again ممکنه دوباره همدیگرو ببینیم But now hear my song اما الآن آوازمو بشنو About the dawn of the night درباره ی طلوع شب Let's sing the bard's song بیاین آواز دوره گرد رو (با هم) بخونیم... Tomorrow will take us away فردا (آینده) مارو از هم جدا می کنه Far from home (یه جایی) خیلی دور از خونه No one will ever know our names ولی هیچکس نمی فهمه که ما کی بودیم But the bard's songs will remain اما آوازهای دوره گرد باقی می مونه (آوازهای دوره گرد تنها چیزیه که در خاطرات ما از گذشته ی دور تا الآن زنده ست) Tomorrow will take it away فردا (آینده) اونو با خودش می بره The fear of today ترس از امروز... It will be gone از بین میره... Due to our magic songs بخاطر آوازهای جادوئیمون There's only one song, left in my mind فقط یه آواز توی ذهنم مونده Tales of a brave man داستانهای مرد شجاعی که... Who lived far from here که دور از اینجا زندگی می کرده Now the bard songs are over حالا آوازهای دوره گرد تموم شده... And it's time to leave و وقت رفتنه No one should ask you for the name Of the one Who tells the story هیچکس نباید از تو اسم کسی رو که داستان می گه بپرسه (قصه گو همیشه باید یه راز بمونه) Tomorrow will take us away فردا (آینده) مارو از هم جدا می کنه Far from home (یه جایی) خیلی دور از خونه No one will ever know our names ولی هیچکس نمی فهمه که ما کی بودیم But the bard's songs will remain اما آوازهای دوره گرد باقی می مونه (آوازهای دوره گرد تنها چیزیه که در خاطرات ما از گذشته ی دور تا الآن زنده ست) Tomorrow all will be known فردا همه شناخته می شن And you're not alone و تو تنها نیستی In the dark and cold, so don't afraid پس در تاریکی و سرما نترس Cause the bard's songs will remain' چون آوازهای دوره گرد باقی می مونه They all will remain همشون باقی می مونن In my thoughts and in my dreams در افکار و در رویاهای من... They're always in my mind اونا همیشه در ذهنم هستن... These songs of hobbits, dwarfs and men and elves داستانهای هابیت ها، کوتوله ها، مردان و جن ها Come close your eyes بیا و چشماتو ببند... You can see them too اونوقت تو هم می تونی اونارو ببینی... XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX ی یه روزی وقتی که خیلی کوچیک بودیم... داستانی رو شنیدیم... داستان مرد شجاعی که زندگیش با طلوع شب جاری بود... دوره گرد همیشه آوازی رو می خوند... آوازی که شاید ما اون زمان هر شب و هر شب می شنیدیم... ولی تا حالا با تموم وجود حسش نکرده بودیم... اون می گفت... یه روزی بزرگ می شین... یه روزی، سرنوشت، شما رو از هم جدا می کنه... یه روزی، هر کدومتون می رین دنبال زندگیه خودتون... یه روزی، فراموش می شین و فراموش می کنین... تنها چیزی که هیچ وقت از ذهنتون پاک نمی شه... آوازهای دوره گرده... اون آواز رو بخون... برای آیندگانت... یه روزی، تو آینده، همه شناخته می شن... همه با همن، و تو تنها نیستی... یه جایی تو ذهنت، همه چیز زنده س... صمیمیت کودکی...گذشته...خاطرات کسایی که دوسشون داشتی... دیگه از تاریکی و سرما نمی ترسی... آواز دوره گرد رو بخون و قوی باش... تو تنها نیستی... لینک دانلود:The Bard's Song In The Forest حرف می زنم که درد دل نکنم... می خندم که گریه نکرده باشم... پشت چهره م مخفی می شم... نه...نقاب نه... من سالهاست خودم نقاب شده ام... 
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/04ساعت 4:34 توسط ارغـــوان |