|
فراموش نکن، ارغوانی آخرین رنگ پوسیدن جسده...
|
||||
|
|
||||
سلام... امروز می خوام ترجمه ی یکی از آهنگای LP رو بذارم... اخيرا" تو خيلي از وبلاگا خوندم كه از اين گروه به عنوان يه گروه تجاري اسم مي برن... به نظر من، نظر هر كسي واسه خودش قابل احترامه... منم نظر خودمو دارم... من هميشه همه جا گفتم از اين گروه خوشم مياد... واقعا" بعضي كاراشون خيلي قوي و قشنگه... شعراشون از نظر معنايي خيلي عميقه... حتي خيلي ها اعتقاد دارن آلبوم آخرشون يه فاجعه بود!!! ولي به نظر من آلبوم آخرشون عالي بود فقط با كاراي ديگه ي LP فرق مي كنه كه اين خودش يه تحول بزرگه... خلاصه اين آهنگي كه آماده كردم به نظرم يكي از بهترين كاراي اين گروهه... اميدوارم خوشتون بياد... In The End It starts with one thing با یه چیز شروع شد I don't know why نمی دونم چرا It dosn't even matter how hard you try اصلا" مهم نیس که چقدر سعی می کنی Keep that in mind I designed this rhyme شعری که سرودم رو به یاد داشته باش To explain in due time تا از زمان موعود برات بگم All I know هر چیزی رو که راجع بهش می دونم Time is a valuable thing زمان چیز با ارزشیه Watch it fly by as the pendulum swings ببین زمان چطوری با رقص پاندول ساعت در حرکته ( و تو گیج این حرکتی...انگار هیپنوتیزم شدی ولی این عمرته که داره می گذره) Watch it count down to the end of the day بشین و تا آخر روز شمارش معکوسش رو نگاه کن The clock ticks life away با هر تیک تاک ساعت عمرتم داره می گذره It's so unreal غیر قابل تصوره Didn't look out below اینقدر محوش می شی که دیگه حتی حرکت پاندول هم یادت میره (طوری مبهوت می شی که انگار توان حرکت نداری) Watch the time go right out the window می بینی که از پنجره بیرون میره (زمان می گذره، خورشید غروب می کنه و شعاعهای نورش از پنجره ی اتاقت بیرون میره ولی تو هنوز محو تماشای رقص خواب آور پاندولی و گذر زمان رو درک نمی کنی) Trying to hold on, but didn't even know I wasted it all just to watch you go سعی می کنی جلوی حرکتشو بگیری، ولی نمی دونی با همین کارت هم داری وقت کشی می کنی و به پایان زندگیت نزدیکتر می شی I kept everything inside and even though I tried it all fell apart با اینکه می خوام همه چیزو تو خودم نگه دارم ولی بازم همه چیز از هم می پاشه What it meant to me will eventually be a memory of a time when ولی آخرشم فقط یه خاطره برام می مونه از روزایی که I tried so hard خیلی تلاش می کردم ,And got so far but in the end ولی آخرش چی؟؟؟ به اینجا رسیدم!!! It dosen't even matter دیگه اهمیتی نداره I had to fall باید سقوط کنم... To lose it all تا همه چیزو از دست بدم But in the end it doesn't even matter ولی آخرش چی؟؟؟ دیگه مهم نیس! One thing, I don't know why از یه جایی شروع شد، نمی دونم چرا( نمی دونم کی و چطور!) It doesn't even matter how hard you try اصلا" مهم نیس که چقدر سعی می کنی Keep that in mind I designed this rhyme شعری که سرودم رو بیاد داشته باش To remind myself how (تا وقتی که خوندمش) خودمو به یاد بیارم I tried so hard که چقدر تلاش کردم In spite of the way you were mocking me یه روزی مسخره م می کردی Acting like I was part of your property انگار منم یکی از وسایلت بودم( که هرطور بخوای باهام رفتار کنی) Remembering all the times, you fought with me روزای جنگ و دعوامون رو خوب یادمه I'm surprised it got so it got so far از رفتارت تعجب می کردم! آخه اصلا" انتظارشو نداشتم... Things aren't the way they were before دیگه هیچی مث گذشته نیس You wouldn't even recognize me anymore تو حتی منو اونجوری که باید نشناختی (حتی منو آدم حساب نکردی) Not that you knew me back then ولی این تو نبودی که منو شناختی(بعد از این همه رنجی که منو دادی) But it all comes back to me in the end ولی آخرش همه چیز به پای من تموم شد(همه تقصیرا افتاد گردن من) You kept everything inside تو همه چیز خودتو حفظ کردی(اون بازنده من بودم) And even thogh I tried It all fell apart حتی با همه ی تلاشی که کردم، بازم همه چیز از هم پاشید What it meant to me will eventually be a memory of a time when I ولی آخرشم فقط یه خاطره ی دور می مونه از روزایی که I tried so hard خیلی تلاش می کردم ,And got so far but in the end ولی آخرش چی؟؟؟ به اینجا رسیدم!!! It dosen't even matter دیگه اهمیتی نداره I had to fall باید سقوط کنم... To lose it all تا همه چیزو از دست بدم But in the end it doesn't even matter ولی آخرش چی؟؟؟ دیگه مهم نیس! I've put my trust in you من با تموم وجود بهت اعتماد کرده بودم Pushed as far as I can go و با همه ی وجودم بهت ایمان داشتم And for all this there's only one thing you should know ولی تو، در جواب همه ی این اعتماد ها منو پس زدی و حالا باید بدونی... I tried so hard خیلی تلاش می کردم ,And got so far but in the end ولی آخرش چی؟؟؟ به اینجا رسیدم!!! It dosen't even matter دیگه اهمیتی نداره I had to fall باید سقوط کنم... To lose it all تا همه چیزو از دست بدم But in the end it doesn't even matter ولی آخرش... هیچی مهم نیس... هیچی.............................. ]]]]]]]]]]]]]]]]]]]] ء واقعا" توصیف قشنگی بود از مرگ زمان... نمی دونم تا حالا شده به حرکت پاندول ساعت نگاه کنین؟ همچین آدمو غرق فکر می کنه که زمان و مکان یادت می ره! یه جوری محو حرکت آروم و منظمش می شی که دلت نمی خواد چشم ازش برداری... تو رو غرق می کنه شاید تو گذشته... شاید تو آینده... زمان می گذره... و تو اینقدر درگیر افکار خودتی که گذر عمر و زندگیتو درک نمی کنی... خیلی چیزا رو از دست میدی... پاهاتو خیلی جاها می ذاری که زیرش خالیه... و در نهایت وقتی بیدار می شی... می فهمی که سقوط کردی... فقط عمرتو از دست دادی... با هر تیک تاک.......................
+ نوشته شده در جمعه 1386/09/02ساعت 19:41 توسط ارغـــوان |
سلام بچه ها اینم آهنگ Numb که من خیلی دوسش دارم برای همه ی دوستای Linkin park ایم : سجاد، کامی، کیارش، مازیار، علی و مریم... Numb Tired of being what you want me to be از اینکه اون چیزی که تو می خواهی باشم خسته شده ام feeling so faithless lost under the surface احساس بی ایمانی می کنم، زیر چهره ظاهری ام گم شده ام don't know what you're expecting to be نمی دانم انتظار داری که چی باشم put under the pressure of walking in your shoes راه رفتن در کفشهای تو مرا تحت فشار گذاشته( از اینکه زیر سلطه تو باشم خسته شده ام ) every step that i take is another mistake to you هر قدم دیگری که برای تو بر می دارم یک اشتباه دیگر است I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام نمی توانم تو را حس کنم become so tired so much more aware بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام I've becoming this all i want to do من این چیزی که می بینی شده ام ،تنها چیزی که می خواهم Is be more like me and be less like you این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم can't you see that you're smothering me نمی توانی ببینی که داری خفه ام می کنی؟ Holding too tightly afraid to lose control من را سخت در آغوش گرفته ای و می ترسی که کنترل را از دست بدی cause everything that you thought i would be چون هر چیزی که فکر می کردی من می خواهم باشم has fallened apart, right in front of you در جلوی تو کنار افتاده است every step that i take is another mistake to you هر قدم دیگری که برای تو بر می دارم، یک اشتباه دیگر است and every second i waste is more و هر ثانیه ای که هدر می دهم بیشتر از آن چیزی است که می توانم تحمل کنم I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم become so tired so much more aware بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام I've becoming this all i want to do من این چیزی که می بینی شده ام، تنها چیزی که می خواهم Is be more like me and be less like you این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم and i know, i may end up failing to و من می دانم که باید به ناتوانی خودم پایان دهم but i know, you were just like me with someone disappointed in you اما من می دانم، که تو هم با هر کسی که ناامیدت می کرد مثل من رفتار می کردی I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم become so tired so much more aware بیشتر از آن چیزی که فکرشو بکنی خسته شده ام I've becoming this all i want to do من این چیزی که می بینی شده ام، تنها چیزی که می خواهم Is be more like me and be less like you این است که بیشتر شبیه خودم و کمتر شبیه تو باشم I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم I've become so numb i can't feel you there من خیلی بی حس شده ام، نمی توانم تو را حس کنم 
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/16ساعت 13:23 توسط ارغـــوان |
سلام بچه ها: ابن دفعه دارم این آهنگ و به افتخار دوست خوبمون سجاد می ذارم که وب cancel-lp رو داره... Breaking the habit like opening the wound مثل باز کردن زخم i'm picking me apart again من خودمو تکه تکه می کنم you all assume همه شما خیالی هستید i'm safe here in my room من اینجا تو اتاقم امنم unless i try to start again مگه اینکه دوباره شروع کنم i don't want to be the one من نمی خوام فرد برگزیده باشم the battles always choose جنگ ها همیشه انتخاب شده اند cause inside i realize آخه از درون خودم that i'm the one confused من کسی هستم که گیج شده ام i don't know what's worth fighting for من نمی دونم چی ارزشه جنگیدنو داره or why i have to scream یا چرا من مجبورم جیغ بزنم i don't know why i instigate نمی دونم چرا تحریک می شم and say what i don't mean و چیزی رو می گم که ازش منظوری ندارم i don't know how i got this way نمی دونم این راهو چطوری اومدم i know it's not alright ولی می دونم که راه درستی نیست so i'm breaking the habit پس عادتمو شکستم i'm breaking the habit عادتمو شکستم tonight امشب clutching my cure دارویم را عوض می کنم i tightly lock the door درو محکم قفل کردم i try to catch my breath again تلاش می کنم که دوباره نفس بکشم i hurt much more من خیلی آسیب دیدم than anytime before نسبت به هر زمان دیگری i had no options left again دیگه راهی نداشتم i don't want to be the one من نمی خوام فرد برگزیده باشم the battle always choose جنگ ها همیشه انتخاب شده اند cause inside i realize آخه از درون خودم that i'm the one confused من کسی هستم که گیج شده ام i don't know what's worth fighting for من نمی دونم چی ازشه جنگیدنو داره or why i have to scream یا چرا من مجبورم جیغ بزنم i don't know why i instigate نمی دونم چرا تحریک می شم and say what i don't mean و چیزی رو می گم که ازش منظوری ندارم i don' know how i got this way نمی دونم این راهو چطور اومدم i'll never be alright من هیچ وقت خوب نمی شوم so, i'm breaking the habit پس عادتمو ترک کردم i'm breaking the habit عادتمو ترک کردم tonight امشب i'll paint it one the walls من اون رو روی دیوارها نقاشی می کنم cause i'm the one at fault آخه من کسی هستم که تو اشتباهه i'll never fight again من دیگه نمی جنگم and this is how it ends و این پایانشه there was christ in the metal shell مسیح در پوست فلزی بود there was blood on the pavement خون روی سنگفرش خیابان the camera will make you god دوربین از تو خدا میسازه that's how jack became sainted و این راهیه که جک تقدیس شد if you die when there's no one watching اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نمی کنه and your ratings drop and you're forgotten درجه ات پائین میفته و تو فراموش شده ای if they kill you on their TV اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند you're a martyr and a lamb of god تو یک شهید و بره خدایی nothing's going to change هیچ چیزی عوض نمی شه nothing's going to change the world هیچ چیزی جهان رو تغییر نمی ده there was lennon and a happy gun اونجا لنون(یکی از افراد گروه بیتلز)بود و یک اسلحه خوشحال there were words on the pavement اونجا کلماتی روی سنگفرش خیابان بود we were looking for the lamb of god ما به دنبال بره خدا می گردیم we were looking for mark David ما بدنبال نشان داوودیم if you die when there's no one watchig اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نمی کنه and your ratings drop and you're forgotten درجه ات پائین میفته و تو فراموش شده ای if they kill you on their TV اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند you're a martyr and a lamb of god تو یک شهید و بره خدایی nothing's going to change the world جهان تغیر نخواهد کرد nothing's going to change هیچ چیزی عوض نمی شود i took three days for him to die سه روزبرای مردنش طول کشید the born againcould buy the serial rigts دوباره متولد شده میتوانست قوانین ترتیبی را بخرد lamb of god have mercy on us بره خدا بر ما رحمت دارد lamb of god won't you grant us بره خدا با ما موافقت نخواهد کرد nothing's going to change the world جهان تغییر نخواهد کردم nothing's going to change هیچ چیزی عوض نمیشود nothin's going to change the wold جهان تغییر نخواهد کرد nothing'd going to change هیچ چیزی عوض نمی شود if you die when there's no one watching اگه تو بمیری وقتی کسی نگاهت نکنه and your ratings drop and you'r forgotten درجه ات پائین میفته و تو فراموش شدی if they kill you on their TV اگه اونها تو تلویزیونشون تو رو بکشند you're martyr and a lamb if god تو یک شهید و بره بخدا nothing's going to change the world جهان تغییر نخواهد کرد...
+ نوشته شده در جمعه 1386/05/05ساعت 7:17 توسط ارغـــوان |