تبليغاتX
> My Immortal

My Immortal

فراموش نکن، ارغوانی آخرین رنگ پوسیدن جسده...

HOMEPAGE

E-MAIL

illnath

سلام...

دقيقا" ۱ ماه...

ببخشيد كه منتظر موندين...

پيش خيلي هاتون شرمنده شدم...

سال نو رو پيشاپيش به همه تبريك مي گم...

سال خوبي رو براي همتون آرزو مي كنم...

دوستاي خوبمم هيچ وقت فراموش نمي كنم...

خوب...

پست امروز از يه بند فوق العاده س...

اين بند هم خيلي تو ايران جا نيفتاده...

و من بازم ترجمه اي ازش نديدم...

Illnath از بنداي مورد علاقه ي منه...

اين آهنگم يكي از بهترين كاراشونه...

اتفاقا" كار خيلي سنگيني هم هست...

اميدوارم خوشتون بياد...

 

And There Was Light
و اونجا روشن بود...


And there was light

And the darkness that followed blinded my eyes

The night made we trustworthy and hid all my lies

I called the seventh of the eight and gave him my offer

So cold were the feelings I bore inside after I'd lost her



اونجا روشن بود...

(در حالي كه) تاريكي كورمون كرده بود و جايي رو نمي ديدم...

شب بهمون اعتماد كرد و تموم دروغ هامونو (تو تاريكي ) پوشوند...

من هفتمين نفر (از 8 نفر) رو صدا كردم و پيشنهادمو بهش دادم...

احساساتم خيلي سرد و بي روح شده بود...از وقتي اونو (منظورش يه دختره)

از دست داده بودم از تو خالي شده بودم (ديگه هيچي برام قابل درك نبود)





Sometimes I still can hear

His voices calling, calling me from everywhere

And now and then

I feel my soul slowly slipping out of myself into his


هنوزم گاهي وقتا مي تونم بشنوم...

صداشو...مي شنوم كه صدام مي كنه...همه جا...همه جا صداشو مي شنوم،

كه صدام مي كنه...

چه حالا چه بعد...هميشه صدام مي كنه...

احساس مي كنم روحم آروم از بدنم خارج مي شه و مي ره به.........



Hell claws at my window amd makes me forget

To tell her of the deal and the conditions I met and now

It's far too late to tell her what's going on here

Somehow I'm almost looking forward to when this is over


جهنمي كه به پنجره چنگ زده باعث مي شه تا فراموش كنم...

فراموش كنم...تا بهش از روز ديدار بگم...

و حالا، واسه اينكه بهش بگم اينجا چي داره به سرم مياد، خيلي ديره...

گاهي به جلو نگاه مي كنم...به خاطر گذشت زمان...گذشت حال...

(به جلو نگاه مي كنم واسه اينكه از اين زمان هيچي نفهمم و همه چيز بگذره)



I felt my ghost cross over, and knew he was near

And across the river I could see him standing there



حس كردم كه روحم از بالا سرم گذشت، مي دونستم كه نزديكمه...

و از رودخونه رد شد ، من ديدم كه همونجا وايساد...كنار.............


And there was light

And the blackness that followed blinded her eyes

The night drew her to me and we met in the dark

And this "why am I here?" where the words she said

A kiss told her responsible for her being dead


و اونجا روشن بود...

(در حالي كه) انعكاس سياهي چشماشو (چشماي دخترو) كور كرده بود...

و جايي رو نمي ديد...

شب اونو به سمت من كشوند و تو تاريكي همديگرو ديديم...

تنها چيزي كه گفت اين بود: " چرا من اينجام؟ "

يه بوسه بهش فهموند كه كنار يه جسده



She cried in silence and I wiped away her tears

She felt my cold hand amplifying her fear

She knew where she was and cursed her beloved

And all of a sudden it all was over



اون (دختر) تو سكوت، آروم گريه مي كرد و من اشكهاشو از صورتش

پاك مي كردم ...

دستاي سردم بيشتر مي ترسوندش...

اون مي دونست...مي دونست كه عشقش از دست رفته...

مي دونست كجا بود...مي دونست كنار كي بود...

و حالا ، همه چيز گذشته بود...همونطوري كه مي خواستم زمان گذشته بود...

همه چيز تموم شده بود...



Sometimes I still can hear

His voices calling, calling me from everywhere

And now and then

I feel my soul slowly slipping out of myself into his hell



هنوزم گاهي وقتا مي تونم بشنوم...

صداشو...مي شنوم كه صدام مي كنه...همه جا...همه جا صداشو مي شنوم،

كه صدام مي كنه...

چه حالا چه بعد...هميشه صدام مي كنه...

من حس مي كنم...حس مي كنم روحم آروم از بدنم خارج مي شه

و مي ره به...به...جهنم...



I know he's waiting there for me

In his limbo between destination and reality
 


مي دونم كه (روحم) اونجا منتظرم مي مونه...

يه جايي تو دوزخ...بين اين دنيا و آخرت...........

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

ْهيچ به اين فكر كردي وقتي آخرين بار ازت جدا مي شم

دفعه ي بعدي كجا و چطور همديگرو مي بينيم...

فكر كردي ممكنه دفعه ي بعد به جاي يه دست گرم...دستاي سردمو لمس كني؟؟

هيچ فكر كردي وقتي پيدام كني من تو چه وضعيم؟؟؟

هيچ فكر كردي شايد ديگه هيچ وقت صداي نفسامو نشنوي؟

مي توني نگاه سرد و ثابتمو كه بي روح بهت زل زدم، تحمل كني؟؟؟

تو فقط اينارو مي بيني...

ولي من...خيلي بيشتر از اين چيزا مي بينم و حس مي كنم....

هيچ وقت نمي فهمي...

وقتي كنار جسدم زانو زده بودي و تو سكوت به حالم اشك مي ريختي...

روحم جلوت نشسته بود و اشكاتو از صورتت پاك مي كرد...

هيچ وقت نمي فهمي...

وقتي تنت از دستاي سردم لرزيد...

روحم محكم بغلت كرده بود...

هيچ وقت نمي فهمي...

كه هميشه مي خواستم از احساسم نسبت بهت بگم...از روزي كه قراره

منوببيني...

هيچ وقت نذاشتي بگم...

نذاشتي بگم...

روزي كه قراره بعد از مدتها منو ببيني...

همه جا تاريكه...حتي تاريك تر از قلب تو...

هوا سرده...حتي سرد تر از بدن من...

بازم نمي فهمي...

كه اينجا تاريكه...

ولي براي تو...

هيچ وقت نمي فهمي...

نمي فهمي...

كه اونجا روشن بود...

براي من...

چون...تو بودي...اونجا...

لينك دانلود: And There Was Light

+ نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 17:42 توسط ارغـــوان |